مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨٣ - ضبط کلمه رُوینا
و الثَّدیَ، و العُصْعُصَ، و کل اسم للفرج من الذّکر و الأُنثی، و الکوعَ، و الکُرسوعَ، و شُفْرَ العَیْنِ، و الجَفْنَ، و الهُدْبَ، و الحِجاجَ، و المَأْقَ، و النُّخاعَ، و المَصیرَ، و النّابَ، و الضِّرْسَ، و النّاجِذَ، و الضّاحِکَ، و العارِضَ، و اللّسانَ، و ربّما اُنِّثَ.
و عَدَّ من الثّانی: العینَ، و أوَّلَ ما وقع فیه التذکیر فی الاستعمالات بوجوه، و الاُذنَ، و الکبدَ، و الإصبعَ، و العَقِبَ، و السّاقَ، و الفَخِذَ، و الیدَ، و الرِّجلَ، و القَدَمَ، و الکفَّ، و الضِّلعَ، و الذِّراعَ، و السِّنَّ.و کذلک السّنّ من الکِبَر و الوَرِک و الأنمُلة و الیمین و الشِّمال و الکَرِشِ.
و عدَّ من الثالث: العُنُقَ و العاتقَ و المِعی، و التذکیر أکثرُ. و الإبطَ و العَضُدَ و العَجُزَ و النّفسَ إن أرید بها الرُّوحُ، و إن أرید بها الإنسانُ نفسُه فمذّکرٌ.
و طِباعُ الإنسان التأنیثُ فیه أکثرُ، و رَحِمُ المرأةِ مذّکرٌ، و حُکی فیه التأنیث و رَحِم القرابة أُنثی و قد یُذکّر، و الذّراع أُنثی و قد تُذکّر.[١]»[٢]
ضبط کلمه رُوینا
در مقدمه دعائم الإسلام، صفحه ١٩ و ٢٠، محقِّق آن (آصفبن علیاصغر فیضی) بحثی را آورده است که:
«این عبارت را چگونه باید قرائت نمود؟ اگر رَوَینا به صیغه معلوم باشد، میان مُصنّف دعائم تا امامصادق علیهالسّلام دو قرن فاصله است، بنابراین صحیح نیست؛ و اگر رُوینا به صیغه مجهول باشد، از جهت معنی غلط است، زیرا معنیش آن میشود که: ما خودمان روایت گردیده شدهایم.
[١]ـ مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج١٠، ص ٣٩٦ و ٣٩٧.
[٢]ـ جنگ ١٣، ص ١٣٢ و ١٣٣.