مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٤ - شاگردی شیخ احمد أحسائی نزد قطبالدّین محمّد
است؛ و ایشان از مبرّزین شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی است که حکمت را نزد مرحوم حاج ملاّ هادی سبزواری فرا گرفته و عرفان را نزد آقا سیّد علی شوشتری آموخته است. و در حقیقت این سردی و وازدگی از سیر و سلوک موجب بدبینی به اصل عرفان و حکمت گردیده است.
نظیر شیخ احمد أحسائی که پس از مدّتی مراقبه و سیر و سلوک به واسطۀ همین وازدگی و سردی، حسّ بدبینی شدیدی نسبت به عرفاء و فلاسفه پیدا کرد؛ و در کتب خود آنان را به باد انتقاد گرفت، و در سبّ و لعن به آنها از خود اختیار نداشت.
او هم قائل به أصالة الوجود و الماهیّة شد؛ او هم راه معرفت را به کلّی مسدود کرد؛ و در عدم تجاوز از ظواهر روایات، یک أخباری صِرف بود؛ او هم مکتب نوینی به نام شیخیّه ـ که بالأخره موجب پیدایش بهائیّه و بابیّه گردید ـ بنا نهاد.
اینها همه نتیجۀ واکنش و عکسالعملی است که نفس در اثر وازدگی به خرج میدهد؛ و به واسطۀ عدم تحمّل و عدم وصول، از سرِ کین بر میخیزد؛ و مبادی و مبانی مسلّم را انکار میکند.
شیخ احمد أحسائی مدّتی در تربیت استاد عرفان: سیّد محمّد حسینی نیریزی شیرازی بود؛ و به دستور ایشان سفرهائی به ایران کرد، و نقاط مختلفی را برای ارشاد و سیاحت انتخاب و در آنجا مدّتی توطّن کرد.[١]
[شاگردی شیخ احمد أحسائی نزد قطبالدّین محمّد]
و همچنین در [طرائق الحقائق، جلد ٣] صفحه ٣٣٩ از میرزا جلالالدّین مجدالاشراف ذهبی در دیباچهای که به نام «تامّ الحکمة» بر کتاب شرائط الطریقة و قوام الانوار مرحوم پدرش، میرزابابای شریفی، نوشته است، عین عبارت زیر را آورده است:
[١]ـ جنگ ١٥، ص ٧٨ إلی ٨٢.