مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٩ - ادراک کلیات، دلیلی بر تجرّد نفس
چون انسان میتواند کلّیّات را ادراک کند از این جهت مجرّد است. به علّت آنکه ما کلّی مادّی در خارج نداریم و بنابراین آنچه که بتواند این کلّی را ـ که حسب الفرض مجرّد است ـ ادراک کند، باید کلّی باشد؛ چون مجرّد میتواند ادراک مجرّد را کند، و مادّی و طبیعی محال است ادراک مجرّد را بنماید.
مرحوم صدرالمتألّهین پس از نقل این مطلب از شیخ گوید:
این مسأله کاملاً صحیح است، ولی ادراک کلّیّات کار همه کس نیست. مردم معمولی از ادراک کلّیّات عاجزند؛ چون کلّیّات را در قوالب صور خیالیّه ادراک میکنند. مثلاً اگر بخواهند انسان کلّی را ادراک کنند، در ابتداء هیکل و بدن و دست و پا و چشم و گوش به نظر میآید، و این صور را به طور کلّی ادراک میکنند؛ پس این ادراک حقیقت انسان کلّی نیست، بلکه ادراک صور مثالیّه کلّیّۀ انسان است.
و سپس اضافه میکند که:
ادراک کلّیّات به طوری که از صور کلّیّۀ مثالیّه عالیتر باشد فقط کار انسانهای عالیرتبه است که به مرتبۀ تجرّد کامل رسیده باشند (یعنی تجرّدشان عقلی شده باشد، نه تنها تجرّد مثالی)؛ بقیّۀ افراد مردم تجرّدشان مثالی است و به حقیقت نفس خود که قابل ادراک کلّیّات عقلی است نرسیدهاند، و معرفت آن را پیدا نکردهاند[١].[٢]
[١]ـ همان مصدر، ص ٥٧٧ و ٥٧٨.
[٢]ـ الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة، ج ٨، ص ٢٦٨.