مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٦ - معنای لغوی کلمه راح و أَرْیَحیَّة
«الطِّیَرَة کعِنَبَة [و یسکّن]: ما یتشاءَم به من الفألِ الردیء، ـ إلی أن قال: و ربّما استَعمَلَت الطیرةُ جنسًا للفأل کما فی القرآن ”أصدق الطیرة الفأل“.»
و این کلام غلط است، چون چنین عباراتی در قرآن نیست.[١]
[توضیحاتی پیرامون بُختُنَصّر]
در شرح قاموس در مادّۀ «بخت» آورده است:
«و بُختنَصَّر (بضمّ اوّل و فتح نون و شدّ صاد مهمله) اسم پادشاه معروفِ جابر است.»
و در سفینة البحار، جلد ١، صفحه ٦٠ آورده است:
«إنّه سُمّیَ بذلک لانّه رَضَع لبنَ کَلْبَةٍ و کان اسمُ الکلب بُختَ و اسمُ صاحبه نَصَّرَ و کان مجوسیًا أغلفَ؛ أغار علی بیت المقدس و دخله فی ستِّ مِائةِ ألفٍ.» ـ الخ.
و در مجمع البحرین گوید:
«و بُختُ النَّصَّر بالتشدید أصله بوخت، و معناه ابن، و نَصَّر کَبَقَّم. لأنه کان وُجِد ملتقًی عند صنمٍ و اسم ذلک الصنم نَصَّر، فنُسِب إلیه لأنّه لم یُعرفْ له أبٌ. قاله فی القاموس.» ـ انتهی[٢].[٣]
[معنای لغوی کلمه راح و أَرْیَحیَّة]
و فی أقرب الموارد: «راحَ للأمر رَواحًا و راحًا و راحةً و أرْیَحیَّةً و رُءوحًا و
[١]ـ همان مصدر، ص ١٠.
[٢]ـ همان مصدر، ص ١١٣.
[٣]ـ [جهت اطلاع بیشتر پیرامون این متن و ترجمه آن به معاد شناسی، ج ٤، ص ٧٩ (تعلیقه) مراجعه شود. (محقّق)]