مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٠ - کلام مرحوم مجلسی در حقیقت نفس
٩. دلّ عدمُ مَسِّها علی امتناعِ مسّه.
١٠. دلّ عدمُ إبصارِها عَلی استحالة رؤیتِه.“[١]»[٢]و[٣]
[١]ـ بحارالأنوار، ج ٥٨، ص ٩٩ و ١٠٠.
[٢]ـ جنگ ٦، ص ١٢٢ و ١٢٣.
[٣]ـ [تبیین و ترجمه این متن در نرمافزار کیمیای سعادت، بخش «متن سخنرانیهای علاّمه طهرانی» ذیل جلسه هفتم از تفسیر آیه: الله نور السّموات و الأرض، ص ٥٣٢ اینگونه آمده است:
«قَولُه علیه السّلام: ”مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه“ بعد گفته است بعضی از علماء اینطور گفتند که: روح، یک لطیفه لاهوتی است در صورتِ صفتِ ناسوتی؛ بنابراین دلالت میکند بر دَه وجه، بر وحدانیّت پروردگار (روح دلالت میکند).
از ده وجه نفس و روح، خدا را میشناسد:
اوّل: چون روح پیکر انسان را حرکت میدهد و تدبیر امور بدن میکند، ما میدانیم که لابدّ است که عالَمِ کلّی هم یک مدبّر و محرّکی داشته باشد.
وجه دوّم: اینکه روح واحد است، دلالت میکند خدا هم واحد است.
وجه سوّم: روح بدن را حرکت میدهد، دلالت میدهد بر قدرت خدا.
وجه چهارم: روح اطّلاع دارد بر جسد، دلالت میکند که خدای علیّ أعلی هم علم دارد بر عالَم.
وجه پنجم: استیلاء روح بر بدن، این دلالت میکند بر إستواء و استیلاء خدا بر عالم خلق.
وجه ششم: دلالت میکند تقدّم روح بر بدن و بقاء روح بعد از بدن، بر تقدّم خدا و بقاء خدا بر عالم؛ یعنی: بر ازلیّت و ابدیّت خدا.
وجه هفتم: دلالت میکند علم نداشتنِ به کیفیّت روح، بر اینکه انسان نمیتواند إحاطه پیدا کند به حقیقت خدا.
وجه هشتم: دلالت میکند عدم علم به محلِّ روح از جسد؛ (ما نمیدانیم روحمان کجای بدنمان است)، این دلالت میکند که برای خدا هم مکانی از عالم نیست خدا دارای مکان نیست.
وجه نهم: دلالت میکند، همینطوری که ما نمیتوانیم روح و نفس خود را مسّ کنیم و به او برسیم، خدا را هم نمیتوانیم مسّ کنیم، به خدا هم نمیتوانیم برسیم.
وجه دهم: دلالت میکند همینطوری که ما روح را نمیتوانیم ببینیم، خدا را هم نمیتوانیم ببینیم.» (محقّق)]