مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٢ - منتخبی از احادیث حضرات معصومین علیهمالسّلام در معرفة الله
ثُمّ قال: قد کان قبلَکم قومٌ یُقتَلون، و یُحرقَون، و یُنشَرون بالمناشیر، و تَضیق علیهم الأرض برُحْبها، فما یَرُدّهم عمّا هم علیه شیءٌ ممّا هم فیه؛ مِن غیر تِرَةٍ وَتَروا مَنْ فَعَلَ ذلک بهم، و لا أذیً ممّا نَقَموا منهم إلّا أن یُؤمنوا بالله العزیز الحمید. فَسَلوا [فاسألوا] ربَّکم درجاتِهم و اصْبروا علی نَوائب دهرِکم تُدرِکوا سَعْیَهم!»[١]
بیانٌ:
الزّهرَة: البهجة و النّضارة.
[١]ـ تر جمه این روایت در نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣١٤، اینگونه آمده است:
«فرمود: ”اگر مردم میدانستند که چه فضیلتى را در معرفت خداوند تعالى حائز میگردند، چشمان خود را به آنچه دشمنان از آن متمتّع هستند ـ از بهجت و نضارت و ترى و تازگى حیات دنیا و نعمتهایش نمیدوختند؛ و دنیاى ایشان در نزد اینان از آنچه را که در زیر پاهاى خود لگد میکنند کمتر بود، و تحقیقاً در نعمت معرفت خدا متنعّم بودند، و چنان در مسرّت و لذّت معرفتش متلذّذ بودند که گوئى پیوسته و به طور جاودان در باغهاى بهشتى با اولیاى خدا در لذّت بسر میبرند.
معرفت خدا انیسى است که نمیگذارد هیچ وحشتى به انسان برسد، و رفیقى است که هیچ تنهائى با او اثرى ندارد، و نورى است که با او هیچ تاریکى و ظلمتى جمع نمیشود، و قدرتى است که هیچ ناتوانى با او مجتمع نمیگردد، و شفائى است که با وى هیچ مرضى تاب مقاومت نمىآورد.“
و پس از این فرمود: ”پیش از شما طوائفى بودند که کشته میشدند و آتش زده میشدند و با ارّه استخوانهایشان بریده میشد، و دنیاى بدین وسعت و فراخى بر ایشان تنگ میشد، و با اینحال هیچ عاملى نمیتوانست ایشان را از آنچه با آنها از معرفت خدا بود، برگرداند و منصرف کند؛ بدون آنکه کسانى که با اینها این اعمال را انجام میدادند نسبت به آنها حِقْدى داشته باشند، و نه خونى از آنها ریخته باشند، و نه اذیّتى از ناحیه ایشان به آنها رسیده باشد تا در اثر تلافى و انتقام دست به چنین مجازاتى گشوده باشند. هیچ جرم و گناهى نداشتند مگر آنکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.
بنابراین، شما از خدایتان بخواهید تا درجات و مقاماتشان را به شما عنایت کند! و بر مصائب و مشکلات روزگارتان صبر کنید و شکیبا باشید تا به سعى و همّت و جدیّت آنها برسید!“» (محقّق)]