مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٢ - تبیین خطاهای وهابیّه و شیخیّه
شیخیّه میگویند: ولیّ اعظم نه ممکن است و نه واجب؛ مرتبهای است بین امکان و وجوب.
پاسخ آنکه: ما مرتبهای بین امکان و وجوب را تعقّل نمیکنیم؛ همه مردم ممکناند، و غایت سیر آنها اندکاک و فناء در ذات حضرت حقّ متعال.
چهارم آنکه: ولیّ اعظم باید وجود استقلالی داشته باشد نه تبعی و ظلّی و مرآتی؛ وگرنه باید مقصد ذات حقّ باشد، و در این فرض لازمهاش شرک و ثنویّت و تفویض و تولّد است و تعالی الله عن ذلک.
إلی غیر ذلک از اشکالات و ایراداتی که باید مفصّلاً در جای خود ایراد گردد.
[تبیین خطاهای وهابیّه و شیخیّه]
این دو طایفه هر دو به خطا رفتهاند؛ زیرا اگر از ممکنات ـ چه مادّی و چه مجرّد ـ عنوان مرآتیّت را برداریم و چه به آنها عنوان استقلال بدهیم، هر دو غلط است. و صحیح آن است که نه این است و نه آن؛ بلکه موجودات دارای اثر حقّ هستند، و دارای صفات حقّ هستند، و مَظاهر و مَجالی ذات و اسماء حسنی و صفات علیای او هستند.
مذهب وهّابیّه به جبر، و مذهب شیخیّه گرایش به تفویض دارد. و هر دو غلط است؛ بل أمرٌ بَین الأمرین[١] و منزلةٌ بَین المَنزلَتَین،[٢] و آن طلوع نور ذات أقدس حقّ است در کثرات مادیّه و مجرّده.
مذهب وهّابیّه، انکار قدرت و علم حق را در موجودات میکند، و مذهب
[١]ـ الإحتجاج، ج ٢، ص ٤٥١.
[٢]ـ بحارالأنوار، ج ٥، ص ٧٠.