مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٠ - در ترجم١٧٢٨ احوال شاه نعمتالله وَلیّ
أبیعبدالله بن الإمام محمّد الباقر را به کار برده است، صاحب بستان السّیاحه گمان کرده است از اولاد اسماعیل نامی از أبوعبدالله نامی بوده است که او از اولاد امام باقر بوده است؛ با اینکه در اشعارش به خوبی پیداست که منظور از أبیعبدالله حضرت صادق و منظور از اسماعیل همان شخصیّت بارز و عظیم است.
شاه نعمتالله ولیّ (که اسمش سیّد نورالدّین است) پس از مدّتی مسافرت در ایران و توران و دیار عرب، و زیارت و خدمت مشایخ در حرمین شریفین، به خدمت شیخ عبدالله یافعی یَمَنی رسیده و اربعینیّات بجای آورده، و پس از حصول کمال، با اجازۀ شیخ به وطن مألوف مراجعت کرده است.
و مدّتی در شهر یزد اقامت کرد؛ بالأخره اهل یزد با او مخالفت نموده و او را بیرون کردند. و چون به شیراز وارد شد میرسیّد شریف به قَلات (که مرقد شیخ سعدی است) برای استقبال او بیرون رفت؛ و حافظ شیرازی در آن زمان از شاگردان میرسیّد شریف بود.
حاکم شیراز در آن زمان اسکندر
بن عمّ شیخ بن أمیرتیمور بود، و دستور داد که روز جمعه او و آن
سیّد بزرگوار و میرسیّد شریف با هم در قفصۀ مسجد
عتیق شیراز به نماز مجتمع گردند. و چون خواجه حافظ سجّادۀ استاد
خود (میرسیّد شریف) را در سمت
راست امام جمعه (اسکندر) انداخت، میرسیّد شریف آن را برداشت و
در سمت چپ پهن کرد، و به