مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٠ - کلمه سِبْط، و حفید، و نَجْل
منه ضوءً أخضَرَ، کثافتُهُ ٥/١٩ أی أکثف من الماء أکثُر من ١٩ مرّةً، و هو أکثر المواد قبولًا لأن یُسحَبَ و یُطرَقَ، یَسیلُ علی درجة ١٢٠٠، و علی درجة حرارة مرتفعة یتصاعد منه بخارٌ أخضرُ، و هو لا یتغیّر فی الهواء أبدًا، و لا یتأثر بأیّ حمضٍ غیرِ الماء المسلکی و هو مخلوطٌ من حمض الأزوتیک و حمض الکلوریدریک.» ـ انتهی.[١]
[در معنای مُدهامّتان]
در أقرب الموارد در ماده «دَهَمَ» گوید:
«حدیقةٌ مُدْهامَّةٌ:أی دَهماءُ؛ و فی القرآن: (وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ * ... * مُدْهَامَّتَانِ)[٢] أی خَضراوان تَضربان إلی السَّواد من شدّة الخُضر والرِّیّ. دَهَّمَت النارُ القِدرَ: سَوَّدَتها. إدْهَمَّ الفرسُ إدهِمامًا: صار أدهَمَ. ادْهامَّ الشّیءُ ادهیمامًا: اسوَدَّ.» ـ [انتهی.]
فعلیهذا «مُدْهامَّةٌ» اسم فاعل از باب ادهیمام است، و ادهیمام بر وزن احمیرار از أوزان ثلاثی مزیدفیه است که در آن سه حرف زائد است «ادْهامَّ یَدْهامُّ ادهیمامًا» بر وزن «احمارّ یحمارُّ احمیرارًا»، و اسم فاعل آن مُدهامّ بر وزن مُحمارّ است، و مؤنّث آن «مُدْهامَّة» و تثنیۀ آن «مُدهامّتان» است؛ یعنی دو بهشتی که برگهای آن از شدت طراوت و سبزی رنگش به سیاهی مایل شده است.[٣]
کلمه سِبْط، و حفید، و نَجْل
السبط: ولدُ الولد، و یُغلَب علی ولد البنت مقابلُ الحفید الذی هو ولد الابن.
[١]ـ جنگ ٨، ص ٦١ و ٦٢.
[٢]ـ سوره الرّحمن (٥٥) آیه ٦٢ و ٦٤.
[٣]ـ جنگ ١٣، ص ٣٧.