مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٠ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
یکی از علمایی که من او را میشناختم، رفت؛ گفتم: ”این آقا از علماء بزرگ است!“
گفت: ”اگر نبود که ما مأموریّت برای رفع اشتباه او نمیداشتیم.“[١]
من گمان میکردم که حاج ملاّ آقاجان با او سابقه دارد و یکدیگر را میشناسند، دیدم وقتی به اطاق رسید، مرا وادار کرد که بر او مقدم شوم زیرا هیچگاه بر سادات مقدّم نمیشد. متنکّرا وارد اطاق شد و آن عالم هم به خاطر آنکه حاج ملاّ آقاجان لباس خوبی نداشت و اساساً ظاهر جالبی از نظر لباس به خود نمیگرفت، زیاد او را مورد توجّه قرار نداد و فقط به احوالپرسی از من اکتفا کرد [و] با یکی از علماء معروف مشهد که قبل از ما در اطاق نشسته بود، گرم صحبت شد.
حاج ملاّ آقاجان سرش را بلند کرد و گفت: ”مثل اینکه شما دربارۀ فلان حدیث که در علائم ظهور وارد شده تردید دارید و حال آنکه معنی حدیث این است و شرح آن این چنین است.“ و مفصل مطالب را برای آن عالم شرح داد.
صفحه ٤٠ و ٤١ از کتاب پرواز روح:
... و هم دستور خاندان عصمت را انجام دادهایم، و هم اگر دل آگاهی باشد، به خاطر لزوم پیروی از آنها به وظائف اسلامی خود یک فرد مسلمان اطّلاع پیدا میکند.
[١]ـ خود جناب مؤلّف محترم برای حقیر نقل میکردند که: صاحب آن حجره که مرحوم ملاّ آقاجان به دیدار و رفع اشتباه او رفته بود، جناب مستطاب شریعتمدار ثقة المحدّثین: آقای حاج سیّد محمّد حسن میرجهانی اصفهانی جرقویهای بودهاند؛ که در آن زمان به لباس سیادت ملبّس نبودهاند ولیکن چون سیادت ایشان محرز و ثابت بود، با شواهد و ادلّۀ متینی که اقامه نمودند، به دست حضرت آیة الله العظمی مرحوم بروجردی ـرحمة الله علیهـ ملبّس به لباس سیادت شدند. این حقیر جناب محترم ایشان را میشناسم و سوابق آشنایی و مودّت برقرار است؛ مرد راست و صادق و بزرگواری است، طوّل الله عمره و ادام ایّام برکاته. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)