مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٨ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
گاهی پس از آنکه عطر، مجلس را معطر کرده بود، با آه و گریۀ عاشقانهای میخواند: ...
صفحه ٢٨ و ٢٩ از کتاب پرواز روح:
من گفتم: چرا به من میگویی برو نزد امام جماعت؟! به او بگو تا او هم به جمعیّت بگوید همه باهم برای یاری سیّد حسنی به مشهد بروند!
گفت: آن کسی که به من گفته سیّد حسنی میخواهد خروج کند فرموده است که فقط با تو تماس بگیرم.[١]
من به او گفتم: اگر مرا به تو معرّفی کردهاند، من میگویم: هنوز زود است، سیّد حسنی خروج نمی کند؛ و او رفت.
بعد از فوت مرحوم حاج ملاّ آقاجان آن مرد را دیدم، از او پرسیدم: بعد از آنکه از مرحوم حاج ملاّ آقاجان جدا شدی چه کردی؟
گفت: من به طرف مشهد حرکت کردم، وقتی به مشهد رسیدم، یکسره به مسجد گوهرشاد رفتم و خیلی میخواستم بفهمم که سیّد حسنی کیست و کجاست؟
خلاصه با توسّلات پیدرپی متوجه شدم که سیّد حسنی الآن در ایوان مسجد گوهرشاد نماز میخواند. به آنجا رفتم، دیدم سیّدی مشغول نماز است. صبر کردم تا نمازش تمام شد؛ سپس رو به من کرد و همانگونه که حاج ملاّ آقاجان با دست اشاره کرد و گفت: هنوز زود است، آن سیّد هم همانگونه با دست اشاره کرد و گفت: هنوز زود است.
من در همان زمان وقتی این قضیّه را از مرحوم حاج ملاّ آقاجان شنیدم از ایشان سؤال کردم: آیا سیّد حسنی از علائم حتمیّۀ ظهور است؟ فرمود: نه، از علائم احتمالی است.
سرگذشت
در اوقاتی که در زنجان بودم، یک روز صبح جوانی که از شاگردان و
[١]ـ این قضیّه شاهد مکاشفات غلط است. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)