مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٢ - اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما
در آیاتی که در آن وارد است نفی تثلیث و ثنویّت و وثنیّت میکند، و میزان ارزش مؤمن را به درجۀ ایمان او به مسألۀ توحید میداند، و امّت را بر حسب اختلاف درجات توحیدی آنها به درجات مختلف از یقین و ایمان درجهبندی مینماید.
اگر قضیّۀ توحید قابل ادراک نبود، و قابل عیان و شهود نبود، بلکه صِرف نقل و تعبّد بود، در اینصورت این اختلاف از کجا ناشی بود؟! و این عظمت قرآن و نزول آیات توحید فقط در یک مسأله نقلیه خلاصه میشد. فهل یا تری إلّا إستخفافًا بهذا الکتاب الکریم الّذی (لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ).[١]
اگر قضیّۀ وحدتِ خدای تعالی تعبّدی و نقلی بود، طرفین مخاصمه (یعنی قائلین به وحدت و قائلین به غیر وحدت) هیچ کدام بُرهانی نداشتند، و فقط برهانِ قائلین به وحدت سورۀ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)[٢] بود، که معلوم است ایرادِ آن را برای خصم بیفائده و مصادرۀ به مطلوب دانند؛ در حالیکه قرآن کریم فقدان بُرهان را مختصّ به منکرین میداند: (وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ).[٣]
و طرفه آنکه: مرحوم آقا حسین خوانساری و حاج آقا رضا همدانی ـرحمة الله علیهماـ نه چنین است که به دلیل عقلی (یعنی برهان صدّیقین) برخورد نکردهاند، یا آنکه توانستهاند در صغری و کبرایِ آن خدشهای وارد نموده و آن را از درجۀ برهان ساقط کنند؛ بلکه فقط به علّت آنکه آن برهان بر اساس وحدتِ وجود پایهگذاری شده است و این اساس بر حسب تخیّل آقایان مخالف ظواهر شرع انور
[١]ـ سوره فصّلت (٤١) آیه ٤٢.
[٢]ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.
[٣]ـ سوره المؤمنون (٢٣) آیه ١١٧.