مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٧ - روضه حضرت علی اکبر علیهالسّلام
[١]
[١]* رافِعًا صَوتَهُ:
یا أبَتاه! هَذا جَدّى رَسُولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم قَد سَقانِى بِکَأسِهِ الأوفَى شَربَةً لا أظمَأُ بَعدَها أبَدًا و هُوَ یَقُولُ: العَجَلَ! العَجَلَ! فَإنَّ لَکَ کَأسًا مَذخُورَةً حَتَّى تَشرَبَها السّاعَةَ!
”چون روح به ترقوه على رسید با صداى بلند گفت: اى پدرجان! اینک جدّم رسول الله است ... و مىگوید: بشتاب! بشتاب! زیرا براى تو هم کاسه شرابى ذخیره شده است تا در این ساعت آن را بیاشامى.“
|
سوى لشگرگه دشمن شدى تَفت |
ندانمکه که را برد و کجا رفت |
|
|
همى دانم که جسم جان جانان |
مُقَطَع گشت چون آیات قرآن |
|
|
چو رفت از دست شاه عشق دلبند |
دوان شد از پى گمگشته فرزند |
|
|
صف دشمن دریدى از چپ و راست |
نواى الحذر از نینوا خاست |
|
|
عقابى دید ناگه پر شکسته |
على افتاده زین از هم گسسته |
|
|
سرى بى افسر و فرقى دریده |
به جانان بسته جان، از خود بریده |
|
|
فرود آمد ز زین آن با جلالت |
چو پیغمبر ز معراج رسالت |
|
|
بگفت با آن چکیده جان عشقش |
پس از تو خاک بر دنیا و عیشش |