مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٣ - داستان گلادستون انگلیسی راجع به قرآن
[١]
[١]* عُزلت در آوردن به واسطه عدم تدریس و تدرّس، و عدم تلاوت و عدم رجوع به تفسیر و عدم عمل به احکام آن است. و در این کار موفّق شدند، و قرآن را از صحنه عمل برداشتند.
ما اگر امروز ببینیم در حوزهها ـ مثلاً قدری در علم اصول آنهم در بعضی از مباحثـ زیادهروی میشود، باید به جای آنها درس تفسیر رسمی و درس نهج البلاغه رسمی و درس معارف عالیه را قرار دهیم؛ نه آنکه آنها را حذف نموده و به جایش زیست شناسی و علم طبیعی و زبان خارجی قرار دهیم.
ما باید در عربیّت آنقدر توانا و استوار باشیم که گویی زبان اوّل ما که زبان مادری ماست، عربی است. بنابراین چقدر خوب است که موشکافی در لغات قرآن و نهج البلاغه بنماییم و بدینوسیله به قرآن جامه عمل بپوشانیم.
ایناست طریقۀ ترقّی و تکامل، و گرنه مانند عبدالنّاصر، جامعة الأزهر ساختن و پسران و دختران طلبه را با هم فیزیک و شیمی یاد دادن، عین مرام و منظورِ گِلادستون میباشد؛ گرچه خود ندانیم.
انتظار حوزه از فارغالتّحصیلان و مجتهدان و مربّیان و گردانندگان آن چیست؟ رویّه و منهاج و سطح علمی و عملی آنان چطور باشد تا بتوانند از عهده این مسئولیّت عظیم برآیند؟!
جواب این سؤال خیلی مشکل نیست، بلکه آسان است؛ زیرا انتظار مردم از سبزیفروش آناست که سبزی گندیده و آلوده نیاورد، سبزی خوب بیاورد. انتظار مردم از شهربانی آناست که پاسبانان متدیّن و خوشکار و خوشفهم را بر اموال و أعراض مردم بگمارد. و همچنین انتظار مردم از حوزهای که به نام روحانیّت و معنویّت و پاسداری از جان و مال و ناموس و آبروی مردم و از دین و دنیای آنهاست، در کشوری که همه مسلمانند و از مکتب تشیّع اشراب میگردند، آناست که: از خود بیرون دهد طلاّب پاکیزه و شایستهای را که مظهر قرآن و نشانگر روح رسولالله باشند، و سیمایشان محلّ تابش انوار ائمّه هُدی باشد، و در این زمان غیبت که دست قاطبۀ مردم از ولیّ معصوم و امام زمان کوتاه است بتوانند در حدود خود بر آن منهاج عمل نموده و به مردم ارائه دهند.
بتوانند معارف حقّۀ حقیقیّۀ الهیّه را برای مردم بازگو کنند، و مربّی اخلاقی و عملی آنها در راه هدف و وصول به قلّه توحید و أعلی رتبۀ ذروۀ کمال شخصیّت انسان بوده باشند.
بتوانند دین و دنیای مردم را اداره کنند؛ و نه تنها از جهت ظاهر، بلکه از نقطه نظر ولایت باطنیّه نیز دستگیر و راهنمای مردم باشند.
مردمی باشند که بتوانند علمی را که رسول الله فرمود: ”آیَةٌ مُحکَمَةٌ أو فَرِیضَةٌ عادِلَةٌ أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ“ به طور اکمل خودشان فراگیرند، و در مرتبه دوّم با گسترش شعاع وجودی خود، سطح عظیمی از مردم تابع و پیرو را به دنبال خویش کشیده و همه منصورانه و مظفّرانه با سعادت تامّه و عافیت کامله بدون غلّ و غشّ و گرفتگی چهره، خندان و شاداب به سوی بهشت رهسپار شوند؛ هم *