مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٩ - حکایت توبه فضیل بن عیاض
[١]
[١]* قال الفُضیل: ”لو أنّ الدُّنیا کُلَّها حَلالٌ أُحاسَبُ بها لَکُنتُ أتَقَذَّرُها کما یَتَقَذَّرُ أحَدُکُم الجیفَةَ إذا مَرَّ بِها أن تُصیبَ ثَوبَهُ.“ و قال: ”العملُ لأجلِ النّاسِ شِرکٌ، و تَرکُ العَملِ لأجلِ النّاسِ ریاءٌ، و الإخلاصُ أن یُعافیَکَ اللهُ منهما.“»
نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٢٧٧:
«در کتاب سفینة البحار قضیّه فضیل بن عیاض١ را نقل میکند که یک آیه قرآن چنان در وجود او نشست و در جان او جاى گرفت که برنامه سالیان دراز دزدى و قتل و غارت او را بر باد داد؛ توبه نموده در صفّ اولیاى خدا و مقرّبان درگاه او وارد شد. داراى حالات و مقامات و کرامات شد که موجب عبرت اهل زمانه گشت. کشف حجابهاى ظلمانیّه و سپس نورانیّه، او را در زمره عارفان عالیمقام درآورد.
میگوید: فضیل بن عیاض دزد و قاطع طریق در بین ابیوَرْد و سَرَخْس بود. قافلهها از جنایت او آسوده نبودند، بیم و وحشتى هر چه بیشتر از وى داشتند. او در غارت قافله از هیچ چیز خوددارى نمىنمود. اتّفاقاً عاشق دخترى شد. نیمهشب از دیوار منزل دختر بالا میرفت که آن دختر را برگیرد، در بام منزل شنید این آیه را که کسى تلاوت میکرد:
(أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ)٢ ”آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دلهاى آنان که ایمان آوردهاند، به ذکر خدا خاشع شود؛ و در برابر آنچه به حقّ نازل شده است فروتن و تسلیم باشند؟!“
فضیل گفت: ”یا رَبِّ! قَد آنَ؛ اى پروردگار من! به تحقیق که وقتش رسیده است؛ نزدیک شده است که دلهاى مؤمنین از ذکر خدا خاشع گردد.“
دیگر سراغ دختر نرفت، از همانجا برگشت و در خرابهاى منزل کرد. در آن خرابه مسافرینى بودند که بعضى به بعض دیگر مىگفتند: امشب برویم، و بعضى میگفتند: صبر کنیم تا صبح شود؛ چون فضیل در راه است و ما را غارت میکند. فضیل که سخن آنها را شنید، توبهاش را به آنان گفت، و گفت: ”بروید در امان خدا که هیچ گزندى براى شما نیست؛ من فضیلم.“٣
فضیل از اینجا یکسره به محضر حضرت صادق علیهالسّلام رسید، و از اصحاب خاصّ و اصحاب سرّ آن حضرت شد؛ به طوریکه از او حدیث میکند و تمام بزرگان از وى به وثاقت و عدالت نام مىبرند و روایات او را معتبر مىشمارند.
محدّث نورى در مستدرک الوسائل در شرح کتاب مصباح الشّریعة میگوید:
و بالجمله من بعید نمیدانم که کتاب مصباح الشّریعة همان نسخهاى باشد که فضیل روایت *