مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٢ - دو خطبه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در عدم امکان معرفت به کنه ذات اقدس الهی
|
کلَّما أقدمَ فکری فیک شِبرًا فَرَّ میلا |
||||||
|
ناکصًا یخْبطُ فی عمیا و لا یهدی سبیلا»[١] |
||||||
دو خطبه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در عدم امکان معرفت به کنه ذات اقدس الهی
الحَمدُ لِلَّهِ الّذی أظهَرَ مِن آثارِ سُلطانِهِ و جَلالِ کِبرِیائِهِ ما حَیَّرَ مُقَلَ العقول مِن عَجائِبِ قُدرَتِهِ و رَدَعَ خَطَراتِ هَماهِمِ النُّفُوسِ عن عِرفانَ کُنهِ صِفَتِه.[٢]
· و فی نهج البلاغة:
«الحَمدُ لِلَّهِ الّذی لا یَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلُونَ، و لا یُحصِی نَعماءَهُ العادُّونَ، و لا یُؤَدِّی حَقَّهُ المُجتَهِدُونَ؛ الّذی لا یُدرِکُهُ بُعدُ الهِمَمِ و لا یَنالُهُ غَوصُ الفِطَنِ؛ الّذی لَیسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحدُودٌ و لا نَعتٌ مَوجُودٌ و لا وَقتٌ مَعدُودٌ و لا أجَلٌ مَمدُود.»[٣]
[١]ـ شرح نهج البلاغة، ابن أبیالحدید، ج ١٣، ص ٥١. امام شناسى، ج ١١، ص ٤٨:
«درباره تو ای اعجوبه و شگفتآفرین عالم آفرینش، فکر دور اندیش و قدرت عاقله و تفکیر تیز و رسای من به گِل فرو نشست و خسته و فرسوده و بیتاب و توان شد. تو صاحبان عقل و قدرت اندیشه را حیران و سرگردان نمودی و عقول و اندیشهها را به هیجان و اضطراب درآوردی. هر زمان که قدرت اندیشه و فکر من میخواهد یک وَجَب به تو نزدیک شود، یک میل فرار میکند و دور میشود؛ و در راه قهقری رو به پشت، با نداشتن هدایت و بصیرت در وادی تخّیلات و أوهام که جز همچون کفی بر روی آب بیش نیستند، میماند و گیر میکند.»
[٢]ـ شرح نهج البلاغة، ابن أبیالحدید، ج ١٠، ص ١٧٠. ترجمه:
«تمام مراتب حمد و ستایش اختصاص به خدایی دارد که از آثار سلطنت و جلال و عظمت خود چیزی را آشکار ساخت که دیدههای عقول را از عجائب قدرتش در حیرت فرو برد، و خَطرههای فکری و واردههای پنداریِ ناشی از همهمههای نفوس را از شناخت کنهِ صفتش باز داشت.» (محقّق)
[٣]ـ نهج البلاغة (عبده) ج ١، ص ١٤، خطبۀ ١؛ امام شناسى، ج ١٢، ص ٣٤٧:
«تمام مراتب حمد و سپاس و ستایش از آن خداوند است؛ آن خداوند که به کیفیّت مدح و ثنای او نمیرسند جمیع گویندگان و سخنسرایان، و نعمتهای او را به شمارش در نمیآورند عموم حسابگران، و پاس حقّ او را ادا نمینمایند همۀ کوششکنندگان. آن خداوند که همّتهای بلندپرواز با ارادههای تیز و دوربین را توان آن نیست تا او را دریابند، و فهمهای گران و اندیشههای عمیق و غوطهور را قدرت آن نه تا خود را به او برسانند و وی را ادراک کنند. آن *