مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٢ - روضه حضرت علی اکبر علیهالسّلام
ختم سخن با روضه مناسب.[١]
[١]* همان کیفیّت که بر روى اسب روان بود دست داد، و سپس به انتباه آمد در حالىکه مىگفت:
”إنّا لِلّهِ و إنّا إلَیهِ راجِعونَ، و الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِینَ؛تحقیقاً ما ملک طلق خداییم و ما به سوى او رجعت کنندگانیم، و حمد و سپاس اختصاص به خدا پروردگار عالمیان دارد.“
این عمل را حضرت دو بار یا سه بار تکرار نمود. در این حال فرزندش على بن الحسین علیهماالسّلام که سوار بر اسبى بود به سوى وى آمد و گفت: ”بِمَ حَمِدتَ اللهَ و اسْتَرجَعتَ؛ ”علّت حمد و استرجاع شما چه بود؟!“
حضرت فرمود: ”یا بُنَىَّ! إنِّى خَفَقتُ خَفقَةً فَعَنَّ (أى ظَهَرَ) لِى فارِسٌ عَلَى فَرَسٍ و هُوَ یَقولُ: القَومُ یَسِیرونَ و المَنایا تَسِیرُ إلَیهِم. فَعَلِمتُ: أنَّها أنفُسُنا نُعِیَت إلَینا؛ اى نور دیده پسرک من! من که در راه مىآمدم، چرت مختصرى مرا گرفت و براى من اسب سوارى که بر روى اسبى بود ظاهر شد، و او مىگفت: این قوم مىروند و مرگها هم به سوى ایشان مىرود؛ بنابراین دانستم که: خبر مرگ ما به ما داده مىشود!“
فرزندش عرض کرد: ”یا أبَه! لا أراکَ اللهُ سُوءًا! ألَسنا عَلَى الحَقِّ؛ ”اى پدر جان! خداوند براى تو روز بدى را پیش نیاورد! آیا ما بر حق نیستیم؟!“
حضرت فرمود: ”بَلَى والَّذِى إلَیهِ مَرجِعُ العِبادِ؛”بلى، و سوگند به آن کسى که بازگشت بندگان به سوى اوست، ما بر حق هستیم!“
على عرض کرد: ”فَإنَّنا إذًا لا نُبالِى أن نَموتَ مُحِقِّینَ؛ ”پس در اینصورت تحقیقاً ما باکى از مرگ نداریم با وجود آنکه مُحقّ مىباشیم!“
حضرت فرمود: ”جَزاک اللهُ مِن وَلَدٍ خَیرَ ما جَزَى وَلَدًا عَن والِدِهِ؛*”خداوند تو را جزا بدهد جزاى فرزندى، به بهترین جزاى پسرى که از پدرش داده است!“
* نفس المهموم، ص ١٢٢.» ـ پایان متن منقول از امام شناسی.
[٦٢٥]ـ امام شناسى، ج ١٥، ص ٣١٨:
«و امّا شهادت على الاکبر: روح و جان سیّدالشّهداء علیهماالسّلام:
آنچه مسلّم است بزرگترین فرزندان حضرت بوده است و بیست و پنج سال از عمرش مىگذشته است و داراى زن و فرزند بوده است١ و در شکل و شمایل، و در اخلاق و رفتار، و در گفتار و کلام، شبیهترین مردم به جدّش رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلّم بوده است.
در ارشاد مفید است:
مادرش لَیلى دختر أبومُرَّةِ بن عُروَةِ بنِ مسعود ثَقَفى از طائفه بنىثقیف است. *