مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٦٨ - روضه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها (ت)
[١]
[١]* نزد رسول خدا نشسته بودم؛ در اینحال فاطمه علیهاالسّلام وارد شد و چون ضعف وارد بر پدرش را دید گریه کرد تا اشکهایش بر روى چهرهاش جارى شد.
رسول خدا فرمود: ”سبب گریه تو چیست؟“
فاطمه عرض کرد مىترسم بعد از رحلت تو، خودم و فرزندانم محروم شوند.
در اینحال اشک در چشمان رسول خدا حلقه زد و فرمود: ”اى فاطمه، مگر نمىدانى که ما اهل بیتى مىباشیم که خداوند براى ما آخرت را بر دنیا پسندیده و برگزیده است، و خداوند بر جمیع مخلوقاتش فنا و نیستى را حتم نموده است؟!
آنگاه پیغمبر مفصّلاً طریق خلقت اهل بیت و مقامات و درجات آنها را بیان مىفرمایند و مقامات و درجات حضرت فاطمه و مزایایى را که خداوند بدان حضرت اختصاص داده است، و از جمله وجود یازده إمام از نسل آن حضرت را که آخرین آنها مهدى امّت است، بیان مىکند.
ثُمَّ أقبلَ على عَلىّ علیهالسّلام فَقالَ: ”یا أخِى! إنَّکَ سَتَبقَى بَعدِى و سَتَلقَى مِن قُرَیشٍ شِدَّةً مِن تَظاهُرِهِم عَلَیکَ و ظُلمِهِم لَک؛ فَإن وَجَدتَ أعوانًا فَجاهِدهُم و قاتِل مَن خالَفَکَ بِمَن وافَقَکَ، و إن لَم تَجِد أعوانًا فاصبِر و کُفَّ یدَکَ و لا تُلقِ بِها إلَى التَّهلُکَة! فَإنَّکَ مِنِّى بِمَنزِلَة هارُونَ مِن مُوسَى، و لَکَ بِهارُونَ أُسوَة حَسَنَة إذا استَضعَفَهُ قَومُهُ و کادُوا یقتُلُونَهُ.
فاصبِر لِظُلمِ قُرَیشٍ إیاکَ و تَظاهُرِهم عَلَیکَ؛ فَإنَّکَ بِمَنزِلَة هارُونَ و مَن تَبِعَهُ، و هُم بِمَنزِلَة العِجل و مَن تَبِعَهُ.“ـ تا آخر حدیث.١
”سپس پیامبر روى خود را به على کرد و گفت: اى برادر من! تو بعد از من زندگى مىکنى و به زودى از ناحیه قریش، شدّت و گرفتگى خواهى دید؛ از اینکه ایشان براى شکستن تو، و درهم کوبیدن تو، و ستم نمودن بر تو، پشت به پشت یکدیگر مىدهند.پس اگر تو یارانى بر علیه ایشان یافتى که تو را نصرت کنند، با قریش جهاد کن و با دستیارى موافقین خود، مخالفین را برانداز و با آنها کارزار کن! و اگر معاون و یارى نیافتى پس صبر پیشه کن و دست از جنگ بدار، و با دست خود، خود را در هلاکت میفکن! چون نسبت تو با من مثل نسبت هارون است با موسى، و هارون براى تو الگو و مادّه تأسّى خوبى است؛ چون قوم او او را ضعیف شمردند و نزدیک بود وى را بکشند.
تو اى على بر ستم قریش شکیبا باش، و بر مظاهره و پشتیبانى آنها از یکدیگر بر علیه تو از جا در نرو؛ زیرا مثال تو به منزله هارون است و پیروان او، و قریش به منزله گوساله است و پیروان گوساله.“
از این قرائن قطعیه به دست مىآید که: مخالفین على و شتابکنندگان به سقیفه بنىساعده که یکسره پیامبر و رحلتش و تجهیز و تکفینش را بهخاک نسیان سپردند و براى ریاست به سوى سقیفه شتاب نمودند، براى مرام خود از هیچ جنایتى و خیانتى دریغ نداشتند؛ گرچه منجرّ به قتل *