مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٦ - دنیا به واسطه آمال زیاد سرای فتنه و آشوب شده است
واقعاً این دنیا که در آن هر موجودی به آسایش زندگی میکند، برای انسان صورت دیگری به خود گرفته و به واسطۀ آمال زیاد سرای فتنه و آشوب شده است، و عجیبتر آنکه با آنکه هزاران هزار درس عبرت از دنیا گرفتهایم با این حال مطلب برای ما صاف نیست.
قالَ علی علیهالسّلام فی نهج البلاغة:
«إنَّما المَرءُ فِی الدُّنیا غَرَضٌ تَنتَضِلُ فِیهِ المَنایا و نَهبٌ تُبادِرُهُ المَصائِبُ، و مَعَ کُلِّ جُرعَةٍ شَرَقٌ و فِی کُلِّ أکلَةٍ غَصَصٌ. و لا یَنالُ العَبدُ نِعمَةً إلّا بِفِراقِ أخرَی، و لا یَستَقبِلُ [لا یتقبّل] یَومًا مِن عُمُرِهِ إلّا بِفِراقِ آخَرَ مِن أجَلِهِ؛ فَنَحنُ أعوانُ المَنُونِ و أنفُسُنا نُصُبُ الحُتُوفِ. فَمِن أینَ نَرجُو البَقاءَ و هَذا اللَّیلُ و النَّهارُ لَم یَرفَعا مِن شَیءٍ شَرَفًا إلّا أسرَعا الکَرَّةَ فِی هَدمِ ما بَنَیا و تَفرِیقِ ما جَمَعا.»[١]
[١]* میکنى تو خود را چنین پندار که جنازۀ محمول هستى، و چنین پندار که تو از پروردگارت مسألت نمودهاى که تو را به دنیا برگرداند؛ و خداوند دعاى تو را مستجاب نموده و به دنیا باز گردانیده است؛ حال ببین چگونه در اعمال خود استیناف میکنى و تدارک ما فات مىنمایى!“»
[٥٨٠]ـ نهج البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٨٠. ترجمه:
«آدمى در دنیا همچون هدفی است که تیرهای مرگ آن را نشانه میروند، و غارت شدهاى است که مصائب و بلاها به سوی آن مىشتابند، و با هر جرعهای گلو گرفتنى است و در هر لقمهای غصّههایی گلوگیر است. و بنده به هیچ نعمتى نمىرسد مگر به جدایى از نعمت دیگرى، و به استقبال هیچ روزی از عمرش نمیرود مگر به فراق و جدایى روزی دیگر از مدّت عمر خود؛ پس ما اعوان و کمککاران مرگیم و جانهاى ما هدف و نشانه مرگها است. پس از کجا به بقاء در این دنیا امیدوار باشیم در حالیکه این شب و روز به چیزى شرافت و بزرگى ندادند مگر آنکه در هدم و ویرانى آنچه ساخته و پراکندگى آنچه گرد آورده بودند، به شتاب بازگشتند.» (محقّق)