مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٦ - حکایت آمرزیده شدن جوانی با کثرت فسق و فجور
راه فرار ندارد توبه مقبول نیست:
(إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا * وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا).[١]
حکایت آمرزیده شدن جوانی با کثرت فسق و فجور
بنابراین گناهان انسان هر چه زیاد شود خدا میآمرزد. و مؤیّد مطلب است حکایت جوان فاسق که کثرت فجور و فسوق او به جایی رسید که پیغمبر وقت از طرف خدا مأمور شد او را از شهر خارج کند، و در بیابانها حرکت میکرد تا مریض شد و به غاری پناه آورد. در حال عجز و حدّت به درگاه خدا ناله کرد: «یا مَن لَه الدُّنیا و الآخِرةُ ارحَم مَن لَیسَ له الدُّنیا و الآخرةُ» و جان تسلیم کرد. به پیغمبر وحی رسید که دوستی از دوستان ما در فلان کوه فوت کرده، پیغمبر بر بالین او آمد، خدا فرمود: او را غسل داده و کفن کن و با احترام به خاک بسپار. پیغمبر پرسید: خدایا! چرا این جوان عاصی را به من چنین امر میکنی؟ خداوند فرمود: چون نادم و پشیمان شد.[٢]
پس خدا چگونه راضی شد بدن سیّدالشّهداء را سه روز بدون غسل و کفن
[١]ـ سوره النّساء (٤) آیه ١٧ و ١٨. ترجمه:
«این است و جز این نیست که قبول توبه بر خداست برای آن کسانى که از روی جهالت و نادانى کارى زشت بجا میآورند و پس از آن زود توبه و رجوع مىکنند؛ پس خداوند توبه ایشان را مىپذیرد و خداوند علیم و حکیم است. * توبه کسانى که کارهاى زشت مىکنند تا وقتی که یکی از آنان را مرگ فرا رسد آنگاه بگوید که اکنون من توبه کردم، و نیز آنان که در حال کفر بمیرند، پذیرفته نخواهد شد و ما براى ایشان عذاب دردناک تهیّه و آماده ساختیم.» (محقّق)
[٢]ـ این حکایت در کتاب شجره طوبی (تألیف شیخ محمّد مهدی حائری) ج ٢، ص ٤٤٦، به نقل از مفتاح البکاء به نقل از جامع الاخبار با قدری اختلاف نقل شده است. (محقّق)