مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٥ - حکایت استغفار کردن شخصی در حضور أمیرالمؤمنین علیهالسّّلام
باشد در آن صورت توبه مقبول است.
حکایت استغفار کردن شخصی در حضور أمیرالمؤمنین علیهالسّّلام
شخصی که حضور حضرت أمیر علیهالسّلام گفت: أستَغفِرُ اللهَ، فقالَ:
«ثَکلَتکَ اُمُّکَ! أ تَدرِی ما الاستِغفارُ؟! إنَّ لِلاستِغفار دَرَجَةَ العِلِّیِّینَ، و هُوَ اسمٌ واقِعٌ عَلَی سِتَّةِ مَعانٍ: أوَّلُها: النَّدَمُ عَلَی ما مَضَی، و الثّانِی: العَزمُ عَلَی تَرکِ العَودِ إلَیهِ أبَدًا، و الثّالِثُ: أن تُؤَدِّیَ إلَی المَخلُوقِینَ حُقُوقَهُم حَتَّی تَلقَی اللهَ عَزَّوَجَلَّ أملسَ لَیسَ عَلَیکَ تَبِعَةٌ، و الرّابِعُ: أن تَعمِدَ إلَی کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیکَ ضَیَّعتَها فَتُؤَدِّیَ حَقَّها، و الخامِسُ: أن تَعمِدَ إلَی اللَّحمِ الّذی نَبَتَ عَلَی السُّحتِ فَتُذِیبَهُ بِالأحزانِ حَتَّی تُلصِقَ الجِلدَ بِالعَظمِ و یَنشَأ بَینَهُما لَحمٌ جَدِیدٌ، و السّادِسُ: أن تُذِیقَ الجِسمَ ألَمَ الطّاعَةِ کَما أذَقتَهُ حَلاوَةَ المَعصِیَةِ. فَعِندَ ذَلِکَ تَقُولُ أستَغفِرُ الله.»[١]
و البتّه هنگامی قبول است که انسان در توبه ناچار نگردد؛ ولی در موقعی که
[١]ـ نهج البلاغة، ج ٤ (عبده) ص ٢٣٣. ترجمه:
«حضرت فرمود: مادرت در سوگ تو بنشیند و بگرید! آیا میدانى حقیقت استغفار چیست؟!
استغفار درجه و مقام و منزلت علّیّین است و آن اسمی است که بر شش معنى (شرط) واقع شده است:
اوّل: پشیمانى از آنچه گذشته؛
دوّم: عزم و تصمیم بر ترک بازگشت به آن تا أبد؛
سوّم: آنکه حقوق بندگان خدا را بپردازى تا خدا را ملاقات کنى در حالیکه از گناه پاک باشی و حقّی دامنگیر تو نباشد؛
چهارم: آنکه قصد کنى هر چه بر تو واجب بوده و آن را ضایع کردهای، حقّ آن را بجا آورى؛
پنجم: آنکه همّت بگمارى گوشتى را که از مال حرام روییده به غم و غصه و اندوه آب کنی، تا پوست به استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازهاى بروید؛
ششم: آنکه الم و رنج طاعت را به تن بچشانى چنانکه حلاوت و شیرینى معصیت را به آن چشاندهاى.
پس آنگاه که این شرائط گرد آمد میگوئى: أستغفر الله.» (محقّق)