مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٢ - بحثی در معنی قضا و قدر الهی
جزئیّات سرگذشت انسان در سال آتیه معیّن خواهد شد؛ در اینصورت بعد از گذشتن شب قدر، توبه کردن و انابه به خدا معنی ندارد زیرا که مقدّرات لایتبدّل است. برای رفع این توهّم باید معنی قضا و قدر معیّن گردد.
بحثی در معنی قضا و قدر الهی
خداوند برای هر موضوعی از موضوعات، احکام کلّیۀ تشریعیّه و همچنین تکوینیّه جعل کرده است که اینها را قضای الَهی گویند. مثلاً [در تشریعیّات] پروردگار برای میته حرمت قرار داده؛ این حکمی است کلّی روی موضوع کلّی. و در تکوینیّات برای محبّت به والدین و صلۀ رحم طول عمر قرار داده، و برای صدقه رفع بلا وضع کرده است. اینها همه قضای الَهی است.
البتّه مطّلع شدن بر این احکام کلّیه را ـتکوینیّةً کانت أو تشریعیةًـ قضای علمی خوانند. اگر هیچ مانعی بنده ایجاد نکند و در عمل خود هیچ تغییراتی حاصل نکند، همان قضای الَهی بر او واقع خواهد شد؛ و اگر در اعمال خود عملی کند که مانند پرده جلوی آن قضا را بگیرد، در اینصورت آن حکم قضائی بر او جاری نشده، بلکه مقدّر به حدود معیّنی گشته است.
حکم کلّی خدای را قضا و آنچه بر عبد جاری میگردد قَدَر خوانند. مَثل این مطلب عیناً مانند آفتاب است؛ زیرا که قضای الَهی بر آن جاری شده که نور دهد تمام عالم را، اگر انسان هیچ مانعی از برای تابش ایجاد نکند نور بر سر او خواهینخواهی خواهد آمد. و امّا ممکن است در اطاقی برود و دیواری برای آن بسازد، در اینصورت قضای الَهی را طوری مقدّر کرده که در اینجا نور نتابد، و ممکن است دوباره برای این اطاق پنجره قرار دهد و قضای الَهی را که جاری بود از دیوار نور به درون اطاق نرود تغییر داده و با پنجره این حکم را مقدّر کند، و دوباره ممکن است در پشت پنجره پردهای بیاویزد و آن قضای خدا که آن بود که از پنجره نور باید درون اطاق برود او را مقدّر کند و محدود کند به صورت غیر وجود پرده.
بنابراین هر یک از این احکام کلّیه را که ممکن است برای حصرش مانعی