مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٥ - توأم بودن علم و عمل
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الصّلاة علی محمّد و آله الطّاهرین
و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام الدّین
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ * إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ).[١]
آیا علم میزان در شرافت انسان است
میزان و معیار سعادت هر شخصی عمل صالح اوست و اخلاقیّات و روحیّات او. و ابداً علم ـ فی حدّ نفسه ـ نمیشود میزان شرافت باشد؛ زیرا که علم مقدّمۀ عمل است و مقدّمه شرافتش بر حصول ذیالمقدّمه است و در صورت عدم عمل، علم نیز بینتیجه است. مثلاً شخصی که سالها علم طبّ بخواند و در این فنّ سرآمد أقران گردد ولی دست به عمل نزده، مداوای خود و مردم را نکند، به هیچ میزانی نمیتوان برای او شرافتی قائل شد.
توأم بودن علم و عمل
[١]ـ سوره الصّفّ (٦١) آیه ٢ إلی ٤. ترجمه:
«اى کسانى که ایمان آوردهاید! چرا چیزى را مىگویید که بجاى نمىآورید؟! * این گناه و هلاکت عظیمى است در نزد خدا که چیزى بگویید و بجاى نیاورید. * حقّاً خداوند کسانی را که در راهش در صفى همانند بنایی محکم و استوار (که اجزایش را با سُرب به هم پیوند داده باشند) مىجنگند، دوست دارد.» (محقّق)