مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٣ - تربیت و نگاهداری اهل و اولاد، مسئولیّت مهم انسان در آخرالزّمان
[١]
[١]* بوده باشد.“
٧) ارشاد، ص ١٧٧. و این روایت را در مناقب، ج ١، ص ٤٢٨ آورده است و گوید:
اصحّ آن است که به جاى یک شب در نزد عبدالله بن عبّاس افطار مىکرد، عبدالله بن جعفر بوده باشد.
أقول: و شاهد بر این مطلب، آن است که مجلسى در بحار الأنوار، ج ٩، ص ٦٤٨ روایتى از خرائج راوندى ذکر مىکند که در آن تصریح است بر اینکه: و یک شب را در نزد عبدالله بن جعفر شوهر زینب دخترش، به خاطر زینب افطار مىنمود. و این روایت را ابنحجر هیتمى در الصواعق المحرقه، ص ٨٠، از امّهیثم دختر اسود نخعى روایت مىکند.
٨) ارشاد، ص ١٧٧. و نیز این روایت را سبط ابن جوزى در تذکرة الخواص، ص ١٠٠، از احمد بن حنبل در مسند از على بن حکیم اودى، از شریک، از عثمان بن أبىزرعة، از زید بن وهب روایت کرده است که:
قومى از خوارج به عنوان وفود بر على علیهالسّلام وارد شدند و در میان آنها مردى بود که به وى جعدة بن بعجه مىگفتند. و پس از بیان أمیرالمؤمنین علیهالسّلام گوید: ابوبعجه در خشونت و درشتى لباس أمیرالمؤمنین به آن حضرت اعتراض کرد و عتاب نمود. حضرت فرمود: هُو أبعَدُ من الکِبرِ و أجدر أن یَقتدى به المسلمُ؛ این لباس من از تکبر دورتر است و سزاوارتر است به آنکه مسلمانان به آن اقتدا نمایند.“
٩) إرشاد، طبع سنگى، ص ١٧٧؛ و مناقب، ج ٢، ص ٨٠.
١٠) مناقب، طبع سنگى، ج ١، ص ٤٢٨؛ و روایت ٣ را در ج ٢، ص ٨٢ مناقب نیز آورده است.
١١) همان مصدر.
١٢) الصواعق المحرقة، ص ٧٩ و٨٠.
١٣) ترجمة تاریخ أعثم کوفى، ص ٣١٣ تا ص ٣١٥. أعثم کوفى این تاریخ را که به عربى است در سنه ٢٠٤ هجرى تصنیف کرده و در سنه ٥٩٦ هجرى خواجه محمّد بن احمد مستوفى به امر حاکم خوارزم و خراسان مؤیدالملک قوامالدّین از عربى به فارسى ترجمه نموده است.
١٤) أسد الغابة، ج ٤، ص ٣٤ و ص ٣٥، در ضمن بیان احوال أمیرالمؤمنین علیهالسّلام. و نیز این روایت را در الصواعق المحرقة، ص ٧٤ روایت نموده است، و صدر این حدیث را ابنسعد در طبقات، طبع بیروت، ج ٣، ص ٣٥ ذکر کرده است. و نیز سبط ابنجوزى در کتاب تذکرة الخواص، ص ٩٩ و ص ١٠٠ این روایت را از احمد بن حنبل در فضائل از وکیع، از قتیبة بن قدامة رواسى، از پدرش، از ضحاک بن مزاحم، از على علیهالسّلام روایت کرده است. و نیز عبدالله بن احمد بن حنبل در کتاب زهد از پدرش با همین اسناد آورده است.
١٥) أسد الغابة، ج ٤، ص ٣٥. و سبط ابنجوزى در کتاب تذکرة الخواص، ص ١٠٠ این روایت را ذکر مىکند از جدّش ابوالفرج و مىگوید: *