مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٨ - تربیت و نگاهداری اهل و اولاد، مسئولیّت مهم انسان در آخرالزّمان
[١]
[١]* عِلِّیّینَ! قُلتُ: بِأبِى أنتَ و أُمّى یا رَسُولَ اللهِ! فَشِیعَتُنا؟ قالَ: شِیعَتُنا مَعَنا، و قُصُورُهُم بِحِذاءِ قُصُورِنا، و مَنازِلُهُم مُقابِلُ مَنازِلِنا. قُلتُ: یا رَسُولَ اللَهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ! فَما لِشِیعَتِنا فِى الدُّنیا؟ قالَ: الأمنُ و العافِیة. قُلتُ: فَما لَهُم عِندَ المَوتِ؟ قالَ: یحَکمُ الرَّجُلُ فِى نَفسِهِ و یُؤمَرُ مَلَکُ المَوتِ بِطاعَتِهِ. قُلتُ: فَما لِذَلِک حَدٌّ یُعرَفُ؟ قالَ: بَلَى، إنَّ أشَدَّ شِیعَتِنا لَنا حُبًّا یکونُ خُرُوجُ نَفسِهِ کشَرابِ أحَدِکم فِى یومِ الصَّیفِ الماءَ البارِدَ الَّذِى یَنتَقِعُ بِهِ القُلوبُ. و إنَّ سائِرَهُم کما یَغبِطُ أحَدُکم عَلَى فِراشِهِ، کأقَرِّ ما کانَت عَینُهُ بِمَوتِهِ.“
”من در سجده بودم و از پروردگارم طلب خیرات مىنمودم که چشم مرا پینگى گرفت و خوابى دیدم که مرا به دهشت آورد و مرا از آن دعا و طلب جدا کرد. من دیدم رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم را که ایستاده است و مىگوید: اى أبوالحسن! غیبت تو طول کشید و من مشتاق دیدار تو مىباشم و خداوند به آنچه به من درباره تو وعده داده بود، وفا کرده است.
من گفتم: یا رسول الله! آنچه خدا درباره من به تو وعده داده بود و آن را منجّز نمود، چیست؟
رسول خدا گفت: وعده خود را به من منجزّ کرده است درباره تو و زوجه ات و دو پسرانت و ذُرّیهات در درجات بلند و مقام عالى در علّیّین.
من گفتم: پدرم و مادرم به فداى تو باد اى رسول خدا! پس شیعیان ما چه خواهند شد؟
رسول خدا گفت: شیعیان ما با ما هستند؛ قصرهاى ایشان در برابر قصرهاى ماست و منزلهاى آنان در مقابل منزلهاى ما.
من گفتم: اى رسول خدا که درود خدا بر او و آل او باد! براى شیعیان ما در دنیا چه بهرهاى است؟
گفت: امن و عافیت (که از دستبرد شیطان در امانند، و از خرابى دین و ایمان در عافیت).
من گفتم: بهره آنها در وقت مردن چیست؟
گفت: امور آن مرد را به خود او مىسپارند و ملکالموت را امر به اطاعت او مىکنند.
من گفتم: آیا براى این جریان، حدّى هست که شناخته شود؟ رسول خدا گفت: آرى آن شیعهاى که محبّتش به ما از همه بیشتر است خروج جان از بدن وى، مانند آب خوردن یکى از شماست در روز تابستانى آب سرد خوشگوارى را که دلها بدان شفا یابد. و أمّا سایرین از شیعیان، مانند چشم داشت و اهمیتى است که چون یکى از شما به رختخواب مىرود انتظار خوشى و راحتى را دارد، مثل بهترین چیزى که چشمش را به واسطه مرگ، تر و تازه و خرّم کرده باشد.“٢٩
ابنشهرآشوب گوید:
أبوبکر مَردَوَیه در کتاب فضائل أمیرالمؤمنین و أبوبکر شیرازى در کتاب نُزُول القرآن آوردهاند که: سعید بن مسیب مىگفت: على أبىطالب مشغول خواندن قرآن بود، چون به این جمله رسید که: (إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا)، گفت: ”فَوَالَّذِى نَفسِى بِیدِهِ لَتُخضَبَنَّ هَذِهِ مِن هَذِهِ، و أشارَ الَى *