مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٨ - احکام مندرجه در قرآن هیچوقت منسوخ نمیشود
که قرآن مطابق فطرت و آنها به خلاف آن است.
از طرفی قرآن برای قلع و قمع فحشاء و وادار کردن مردم به معروف دستوراتی قانونی صادر فرموده (مثلاً آنکه زانی باید حدّ بخورد[١] و قاتل باید کشته گردد[٢] و غیر ذلک) و از طرف دیگر برای آنکه این امور خودبهخود انجام گیرد و
[١]* سودجو و حیلهگر قرارنمیگیرند و در معاملات متضرّر نمىشوند؟) تا هنگامی که به سنّ بلوغ رسیدند (یعنى آن استعداد مزاجى در وجودشان پدید آمد، و در طبیعت و مزاجشان جفت طلبیدند یعنى مُحتلم شدند) (فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ)؛ در اینصورت مالهاى یتیمان را به خودشان بدهید، تا آنها از قیمومت شما بیرون بیایند و در کار خویش خودمختار بشوند.»
[٣٦٥]ـ سوره النّور (٢٤) آیه ٢: (الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).
نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢١: «زنى را که زنا کرده است و مردى را که زنا کرده است، واجب است بر شما که هر کدام را علَیحده یکصد تازیانه بزنید. و اگر ایمان به خدا و روز قیامت دارید باید در این کار إعمال رأفت و محبّت و رقّت قلب ننمایید و اجراء حدّ را خوب انجام دهید. و علاوه باید جماعتى از مؤمنین حضور داشته باشند و تازیانه و اجراء حدّ در برابر دیدگان و در مرآى و منظر ایشان تحقّق پذیرد.»
[٢]ـ سوره البقرة (٢) آیه ١٧٨: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ).
نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٢: «اى کسانی که ایمان آوردهاید، درباره شما حکم قصاص به طور قانون ثابت و لازم شد که راجع به کشتگانتان شخص آزاد را در برابر آزاد، و بنده را در برابر بنده، و زن را در برابر زن قصاص کنید. و اگر درباره قاتل از طرف برادرش که مقتول باشد چیزى بخشیده شد و به قبول دیه آن در برابر قصاص ارفاقى به عمل آمد، در اینصورت بر عهده وارثان مقتول است که به طور نیکو و پسندیده، دیه را از قاتل بگیرند و او را در شدّت و سختى و عُنف نگذارند. و بر عهده قاتل است که حقّ مقتول را به احسان و نیکویى بپردازد، و در تأدیه دیه مماطلت و تساهل و سستى نورزد. این تنازل به حکم دیه به جاى حکم قِصاص، تخفیفى است و رحمتى است از ناحیه پروردگارتان؛ و بنابراین اگر کسى بعد از قبول دیه و یا عفو و یا مصالحه *