مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٤ - اشعار ادیبالممالک فراهانی در اوضاع عرب قبل از ظهور اسلام
[١]
چه شده است که آن ترقّی و آن تعالی، امروز به عکس نتیجه میدهد؟! بلکه روز به روز مسلمانان در اسلامیّت خود سستتر میشوند!
علّت آن است که اسلام دین واقعی، دین عقیده، دین عمل و ریاست آن بر مردم (ریاست معنوی) است؛ دین اسلام دینی نیست که دارای غشّ باشد و لذا تظاهرات دینی نتیجه حقیقی ندارد.
مردم باید دارای حقیقت اسلام باشند، حکومت مملکت باید واقعاً دارای اسلام باشد، عالم و جاهل و فقیر و غنی باید حقیقتاً از پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله تبعیّت نمایند.
(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ
|
[١]*برداشتی از روی زمین، رسم ستم را |
سهم تو دریده دلِ دیوانِ دِژَم را |
|||
|
کرده تهی از اهرمنان، کشور جم را |
تأیید تو بنشانده شهنشاه عجم را |
|||
|
بر تخت چو بر چرخِ برین ماه ده و چار
|
||||
|
ای پاکتر از دانش و پاکیزهتر از هوش |
دیدیم تو را کردیم این هر دو فراموش |
|||
|
دانش ز غلامِیت کِشد حلقه فراگوش |
هوش از اثر رأی تو بنشیند خاموش |
|||
|
از آن لب پر لعل و از آن باده پرنوش |
جمعی شده مخمور و گروهی شده مدهوش |
|||
|
خلقی شده دیوانه و شهری شده هشیار
|
||||
|
برخیز صبوحی زن بر زمره مستان |
کِاینان ز تو مستند در این نغزْ شبستان |
|||
|
بشتاب و تلافی کن تاراج زمستان |
کو سوخته سروِ چمن و لاله بستان |
|||
|
دادِ دل بُستان ز دی و بهمن بِستان |
بین کودک گهواره جدا گشته ز پستان |
|||
|
مادرش به بستر شده بیمار و نگونسار
|
||||
|
ماهت به مُحاق اندر و شاهت به غری شد |
وز باغ تو ریحان و سپرغم سپری شد |
|||
|
اندُه ز سفر آمد و شادی سفری شد |
دیوانه به دیوان تو گستاخ و جری شد |
|||
|
وآن اهرِمَن شُوم به خرگاهِ پری شد |
پیراهنِ نسرین تنِ گلبرگ طری شد |
|||
|
آلوده به خونِ دل و چاک از ستم خار»
|
||||