مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٦ - قضیّه خواب دیدن حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام صحرای کربلا را
و بیان داستان قاروره.[١]
قضیّه خواب دیدن حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام صحرای کربلا را
[١]* صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که میفرمود: ”پسرم حسین در سرزمین عراق کشته خواهد شد.“ و اکنون آن تربتی را که رسول خدا در شیشهای به من داده، در نزد من است.
سیّدالشّهداء علیهالسّلام فرمود: ”به خدا قسم که من اینچنین کشته خواهم شد، و اگر به طرف عراق هم نروم مرا خواهند کشت. آیا دوست داری مضجع و خوابگاه خود و اصحابم را به تو نشان دهم؟!“
سپس حضرت با دست مبارک خود بر صورت امّسلمه کشید تا خداوند چشم او را به قدری باز کرد که همه آنها را دید. آنگاه تربتی را از همان تربت برداشت و آن را در میان شیشه دیگری گذاشت و به امّسلمه داد و فرمود: ”هرگاه دیدی که این دو تبدیل به خون شد، بدان که من کشته شدهام.“
امّسلمه میگوید: چون روز عاشوراء فرا رسید و من بعد از ظهر به آن دو شیشه نظر کردم، ناگهان دیدم پر از خون شدهاند!
امّسلمه از دیدن این منظره شروع به صیحه زدن نمود. در آن روز هیچ سنگ و ریگی را بلند نمیکردند مگر اینکه در زیر آن خون تازه یافت میشد!» ( محقّق)
[٢١٢]ـ معادشناسی، ج ٣، ص ١١٩: «چنانکه از امّسلمه مروی است که: رسول خدا شبی از ما غائب شد در مدّت طویلی، و سپس آمد به نزد ما، و دیدیم آن حضرت گردآلود و با موهای ژولیده مراجعت کرده و در یک دست خود چیزی دارد که انگشتها را بسته است. عرض کردم: یا رسول الله! چرا شما را بدین وضع پریشان غبارآلود و ژولیده میبینم؟!
حضرت فرمود: ”در این وقت مرا سیر دادند به محلّی در عراق که نامش کربلاست، و مَصرع حسین فرزند من و جماعتی از فرزندان اهل بیت مرا به من نشان دادند، و من شروع کردم که خونهای آنان را جمع کنم، و بیا اینک خونها در دست من است“؛ و دست خود را به سوی من باز کرد و فرمود: ”بگیر اینها را و محفوظ نگاهدار!“
من خونها را گرفتم و توجّه کردم دیدم شبیه خاک قرمز رنگ است؛ در شیشهای نهادم و سر آن را بستم و محفوظ داشتم. چون حسین از مکّه به طرف عراق حرکت کرد هر صبح و شب من شیشه را میگرفتم و میبوییدم و برای مصیبت آن حضرت میگریستم. چون روز عاشورای از محرّم، همان روزی که حسین در آن روز شهید شد، من در آن شیشه نگاه کردم، در اوّل صبح آن خاک قرمز به حال خود بود، و چون در پایان روز نگاه کردم دیدم تبدیل به خون تازه شده است.»