مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٤ - داستان خواب دیدن حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام و بیان آن برای امّسلمه
(يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ).[١]
داستان خواب دیدن عزیز مصر
داستان خواب دیدن عزیز مصر:
(وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ * قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِينَ * وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ * يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ * قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ).[٢]
داستان خواب دیدن حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام و بیان آن برای امّسلمه
[١]ـ سوره یوسف (١٢) آیه ٤١. افق وحی، ص ٢٧٨:
«ای همراهان من بدانید که تأویل رؤیاهای شما این است که: یکی از شما از زندان خلاص خواهد شد و برای پادشاه شراب آماده خواهد کرد، و امّا دیگری را به دار میآویزند و پرندگان از سر او برای خود غذا خواهند ساخت؛ این است حکم حتمی و قطعی و لا یتغیّر پروردگار که از من سؤال نمودید.»
[٢]ـ سوره یوسف (١٢) آیات ٤٣ إلی ٤٩. ترجمه:
«و پادشاه مصر گفت: من در خواب هفت گاو سمین و فربه را مىبینم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده دیگر را مىبینم (که بر آن هفت خوشه سبز پیچیده و آنها را از بین میبرند). ای گروه اشراف و بزرگان، حال اگر تعبیر خواب میکنید و در علم تأویل رؤیا سررشته و خبرویّت دارید، درباره رؤیاى من فتوا و نظر دهید. * آنها گفتند: خوابهایی است پریشان و آشفته، و ما به تعبیر چنین خوابهایی آگاه نیستیم. * و یکى از آن دو (رفیق زندانى یوسف) که از زندان نجات یافته بود و بعد از چندین سال، یوسف و آنچه را که *