مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧١ - خواب دیدن و حقیقت آن
گیرد؛ یعنی وقتی روح از غیر اسباب محسوسه به شیء عالم شد، قوای متخیّله علم او را چه کلّی باشد چه جزئی درک کرده ـ منتهی درک آن در متخیّله همیشه جزئی است ـ و آن را به خیال و سپس به حسّ مشترک انتقال میدهد.
این عمل اگر در خواب صورت گیرد میگویند فلان شخص خواب دیده، و اگر از خواب بیدار شود آن علمی را که روح در خواب بهدست آورده و به متخیّله سپس به خیال سپس به حسّ مشترک داده بود در حسّ مشترک خود محسوساً ملاحظه میکند.
اگر فکر انسان راحت باشد و قوای سرعت انتقال انسان کم بوده باشد، عین همان چیزهایی که روح دیده ملاحظه میکند؛ بسیار اتّفاق افتاده که انسان قضیّهای را در خواب دیده و عین آن قضیّه واقع شده است. و اگر انتقالات ذهنی انسان زیاد باشد از ادراک آن معانی، معانی دیگر به نظر میآید، و از آن معانی نیز معانی دیگر سپس آن معنی آخری در حسّ مشترک صاحب میگردد؛ کما آنکه در بیداری نیز این انتقالات صورت میگیرد. مثلاً انسان از علم به چراغ، نفت در نظرش میآید، و از علم به نفت معنی معدن را به نظر میآورد، سپس منتقل به معدن طلا میشود، سپس گوشواره طلایی محبوبه را ملاحظه مینماید، و این انتقالات به سرعت صورت میگیرد.
اینچنین خوابی احتیاج به تعبیر دارد و تعبیر آن بر حسب زمان و مکان و محیط و سازمان دماغی خواب بیننده فرق میکند. مثلاً شخصی در خواب میبیند شیر خورده است میگویند تعبیر او علم است؛ چون روح او عالم بودن خدا [را] در عالم مثال دیده، و به واسطۀ شدّت انغمار در طبیعت ذهنش از آن غذای روحی منصرف به بهترین غذای جسمی که شیر باشد شده، و عکس ظرف شیری که خورده در حسّ مشترکش نقش بسته [است.] یا مثلاً مار یا گرگ را تعبیر به دشمن میکنند.
و گاه ممکن است که انسان مطلبی را ببیند و ضدّ او در نظرش بیاید؛ چون تصوّر یک ضدّ غالباً ملازم با تصوّر ضدّ اوست. مثلاً مفهوم پسر غالباً ملازم با دانستن معنی دختر است؛ لذا میگویند کسی که خواب ببیند خدا به او پسر داده دختر نصیبش