مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٨ - زدن یزید با چوب بر دندانهای سیّدالشّهداء علیهالسّلام، و اعتراض أبوبَرز١٧٢٨ أسلمی (ت)
(اشعار: یزید چوب مزن بوسهگاه زهرا را[١] ـ الخ)[٢]
[١]ـ اشعاری در رثای سیّد و سالار شهیدان:
|
یزید چوب مزن بوسهگاه زهرا را |
مکن تو خون، دل غمدیده بیش ازین ما را |
|
|
کنی تو دعوی اسلام و میزنی با چوب |
لبی که آب حیاتش دهد مسیحا را |
|
|
ستاده عابد بیمار در برابر تو |
نشانده بر سر کرسیّ زر نصارا را |
|
|
تو چوب میزنی و گریه میکند زهرا |
مگر نمیشنوی نالههای زهرا را |
[٢]ـ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٥٩٠:
«ابنأثیر جَزَری آورده است که:
چون سر مبارک حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام را در مقابل یزید نهادند و داستانش را بیان کردند، یزید به مردم اذن داد تا وارد قصرش شدند؛ و سر حسین علیهالسّلام در برابر او بود. و در دست یزید چوبدستی بود که با آن بر دندانهای پیشین حسین میزد به طوریکه در آن اثر میکرد١، و در حال تفکّر میگفت:٢
مثال این حسین با ما همانطور است که حُصَین بن حُمام گفته است:
|
أبَی قَومُنا أن یُنصِفونا فَأنصَفَتْ |
قَواضِبُ فی أیمانِنا تُقطِرُ الدَّما |
|
|
یُفَلِّقنَ هامًا مِن رِجالٍ أعِزَّةٍ |
عَلَینا و هُم کانوا أعَقَّ و أظلَما٣ |