جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٨ - غزل ١٨٥ ديدم بخواب خوش كه بدستم پياله بود
داشتن به زخارف دنيا و شهوات عالم عنصرى، از اعمال و عبادات بدون اخلاص و محبّت دوست، نتايج معنوى را كسب نمايند. مىگويد: آنان كه در دل از مهر و محبّت دوست بىنصيبند و از جمالش بهرهمند نگشته اند و تنها كارشان انجام اعمال ظاهرى است، همچون كسانى مى باشند كه مى خواهند گل لاله را در رهگذار تند باد حفظ نمايند.
كنايه از اينكه: اعمال ظاهرى و عبادتهاى قشرى بدون مهر و محبّت و توجّه به دوست، در مقابل خطرات دنيا و حوادث آن، آثارى روحانى نخواهد داشت.
در جايى مى گويد:
|
خيز و در كاسه زَرْ آب طربناك انداز |
پيش از آنى كه شود كاسه سر، خاك انداز |
|
|
ملك اين مزرعه دانى كه ثباتى نكند |
آتشى از جگر جام در املاك انداز |
|
|
چون گل از نكهت او، جامه قبا كن حافظ |
وين قبا در رَهِ آن قامت چالاك انداز[١] |
|
و ممكن است بخواهد بگويد: كسى كه اعمال خود را با اخلاص و ياد محبوب انجام ندهد، در معرض خطر است و ايمانش را با اعمال قشرى نمى تواند حفظ كند؛ كه:
١٣١٦
«وَخَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصيباً.»
[٢]: (و زيان بخش شد تجارت بنده اى كه از محبّتت بهره اى براى او قرار ندادى.).
و ممكن است بخواهد با اين بيت اظهار ندامت خود را نسبت به ايّام و لحظات گذشته ديدارش كرده و بگويد: اى خواجه! از ديدار و مهر و محبّت تجلّيات دوست، بهره اى نگرفته، محروم گشتى و دوست چون باد بگذشت و گل عيش زندگىات را پر پر كرد.
|
زهى خجسته زمانى كه يار باز آيد |
به كام غمزدگانْ، غمگسار باز آيد |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣١٥، ص ٢٤٤.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.