جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧٥ - غزل ٢٠٢ روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
بنابراين، مظاهر، ما را جز به خالق عالم توجّه نداده و به حقيقتشان كه محيط به آنهاست، راهنمايند، ولى جهت خلقىشان بين ما و عالم امر و تجلّيات اسمائى و صفاتى مانعاند.
اينجاست كه بايد دست به كارى زد تا اين مشكل حلّ شود. و آن مشكل حل شدنى نيست، مگر با بندگى بهتر و خالصتر؛ كه: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً ...»[١]: (هركس، از مرد و زن، به شرط ايمان، عمل صالح انجام دهد، ما او را زنده مى گردانيم، زندگانى پاكيزهاى ...).
حياتى كه در آيه فوق بدان اشاره شده است، همان مشاهده ملكوت و عالم امرِ موجودات است كه حقّ تبارك و تعالى مى فرمايد: «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ»[٢]: (آگاه باشيد كه عالم خلق و امر فقط براى اوست.- نيز مى فرمايد: «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ»[٣] (ملكوت هر چيزى تنها به دست اوست.).
خواجه نيز در اين بيت مى خواهد بگويد: مىدانستم تو در كنار موجودات تجلّى ندارى، ولى مظهريّت مظاهر مرا به آشفته حالى كشيده بودند و نمى گذاشتند به ملكوتشان راه يافته و با ديده دل به حقيقتِ پنهانِ در آنها بنگرم؛ امّا سرانجام، عنايات تو در نتيجه مجاهدتهايم شامل حال گرديد؛ كه: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا، لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا، وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»[٤]: (و مسلّماً كسانى را كه در [راه] ما مجاهدت مى كنند، به راههاى خود رهنمون خواهيم شد، و همانا خداوند با نيكوكاران است.- همانى كه مرا آشفته ساخته بود، به دوست راهنمايم شد و او را با خود، و محيط به خويش و اشياء مشاهده نمودم؛ كه:
١٤٦١
«وَأَنْتَ الَّذى تَعَرَّفْتَ إِلَىَّ فى كُلِ
[١] - نحل: ٩٧.
[٢] - اعراف: ٥٤.
[٣] - يس: ٨٣.
[٤] - عنكبوت: ٦٩.