جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٩٥ - غزل ٢٢٠ صوفى ار باده باندازه خورد نوشش باد
|
صوفى ار باده به اندازه خُورَد، نوشش باد |
ورنه انديشه اين كار، فراموشش باد |
|
يكى از مواردى كه خواجه لفظ «صوفى» را در غير «زاهد» استعمال نموده، در اين بيت است.
شايد مى خواهد بگويد: بر آنان كه قدم در راه خدا مى گذارند، لازم است كه از طريقه مقدّس شرع پيروى نمايند و به خيالات خود، طى طريق ننمايند؛ كه به ضلالت مبتلا خواهند شد؛ زيرا آنچه براى رسيدن به هدف نهايى از خلقت لازم بوده؛ كه: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ، إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[١]: (و جنّ و انس را نيافريدم، جز براى اينكه مرا بپرستند.) حضرت دوست توسّط سفيرش، محمّد بن عبد اللَّه ٦ براى امّت، بيان نموده، و او پس از خود به كتاب و عترت سفارش فرموده؛ كه:
١٥٩٨
«إِنّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتابَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَعِتْرَتى، أَهْلَ بَيْتى ...»
[٢]: (همانا من دو چيز گرانبها و نفيس در ميان شما به وديعه مى گذارم: كتاب خداوند عزّ وجلّ و عترت يعنى اهل بيتم ...) تا آن دو را براى رسيدن به مقصد پيش روى خويش قرار دهند. اگر چنان كنند، نوششان باد؛ و چنانچه از راههاى ديگر بخواهند به مقصد دست يابند، انديشه اين كار فراموششان باد.
و ممكن است بخواهد بگويد: دين اسلام، دين عدل و قسط است در همه.
[١] - ذاريات: ٥٦.
[٢] - بحارالانوار، ج ٢٣، ص ١٢٦، روايت ٥٤.