جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١ - مقدمه خواجه و بيان معارف
مقدّمه خواجه و بيان معارف
خواجه در بيان حقايق و معارف الهى، مقامى والا، و منزلتى بس بلند دارد، بگونه اى كه هيچ يك از شعرا و ادباى فارسى زبان نمى توانند قدم جاى پاى او گذارده و مقامش را درك كنند، البته تقليد از خواجه ممكن است؛ امّا شيوايى بيان مطلبى است، و بيان حقايق و معارف در قالب اصطلاحات (زلف و خال و خط و غيره) امرى ديگر. خواجه بدون آنكه هيچ يك از اين دو امر معناى خود را از دست بدهد، و يا يكى را قربانى ديگرى كند، آن دو را به هم آميخته و شاهكار بزرگى را عرضه نموده، كه تمامى غزليّات وى شاهد بر اين مدّعا است. خود او نيز در خاتمه تعدادى از غزليّاتش به اين امر اشاره كرده و با تعبيرات مختلف خود را ستوده و مى گويد:
|
١- هرنكته اى كه گفتم در وصف آن شمائل |
هركس شنيد، گفتا: للَّه دَرّ قائل[١] |
|
|
٢- آنكه در طرز غزل، نكته به حافظ آموخت |
يار شيرين سخنِ نادره گفتار من است[٢] |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٧٨، ص ٢٨٣.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤١، ص ٦٥.