جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٨٠ - غزل ٢١٨ شراب و عيش نهان چيست كار بىبنياد
گويا خواجه در تمام اين غزل در مقام ترغيب خود و سالكين است به پيمودن طريقه عشق.
|
شراب و عيش نهان چيست؟ كارِ بىبنياد |
زديم بر صفت رندان، هر آنچه باداباد |
|
آرى، آنان كه با دوست حقيقى عيش نهان دارند و نوشيدن شراب مشاهدات و ذكر و مراقبه و محبّت او را طريقه و شيوه خود قرار دادهاند، در حقيقت به نابودى خود دست زدهاند. و طريقه رندان و آنان كه از همه جز محبوب گذشتهاند، جز اين نيست.
مىگويد: نوشيدن شراب مشاهدات، و داشتن عيش نهان با دوست، كارى است كه پايهاش به جايى استوار نيست و به عاشق چيزى نمى دهند. هرچه دارد، مىگيرند، كه: «قُلْ: إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي، لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ، وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ»[١]: (بگو: همانا نماز و عبادت و زندگى و مرگم، تنها براى خداى پروردگار عالميان است، و شريكى براى او نيست، و من به اين امر شدهام، و خود اوّلين مسلمان هستم.- نيز:
١٥٧٩
«هُوَ المالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ، وَالقادِرُ عَلى ما أَقْدَرَهُمْ عَلَيْهِ.»
[٢]: (اوست مالك تمام آنچه كه به بندگان عطا فرموده، و اوست قادر بر تمام آنچه كه آنان را بر آن توانا ساخته است.).
ما از نخستين قدم عاشقى، اين را دانسته بوديم، لذا كارى كه رندان اختيار.
[١] - انعام: ١٦٢ و ١٦٣.
[٢] - التّوحيد، باب نفى الجبر و التّفويض، ص ٣٦١، روايت ٧.