جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥٩ - غزل ٢٢٨ گر ميفروش حاجت رندان روا كند
او عرضه شد و آن را پذيرفت و حمل نمود و با گفتن اللَّه غير او را رها كرد و نديد، در اين صورت است كه حضرت دوست به وى توجّه و رجوع نموده و عبوديّتش را پذيرفته و به قرب خود راهش مى دهد؛ چنانكه پيش از آيه امانت آمده كه: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ، فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً»[١]: (و هركس از خداوند و رسولش اطاعت نمايد، قطعاً به رستگارى بزرگى نايل شده است.) معلوم مى شود: «حمل امانت»، با وفا نمودن به «عهد عبوديّت» و اطاعت از خداوند سبحانه و رسول اكرم ٦ تحقّق پيدا خواهد كرد.
و يا منظور از بيت، معناى اين آيه شريفه و شبيه به آن باشد، كه: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ... الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[٢]: (قطعاً مؤمنان رستگار شدند ... آنان كه به امانتها، و عهد و پيمانشان وفا كنندهاند)؛ يعنى: اگر سالك آنچه را كه خداوند به رسم امانت به او عطا نموده، در طريق عبوديّتش به كار بندد، به رستگارى نايل خواهد شد. و اين خود، وفاى به عهد عبوديّت است.
و ممكن است منظور از «عهد»، عهدِ: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ- يا بَنِي آدَمَ!- أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ؛ وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ؟!»[٣]: (اى بنى آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد، زيرا او دشمن آشكار شماست، و مرا بپرستيد، كه اين صراط مستقيم و راه راست است؟!) باشد؛ يعنى، سالك بايد از اطاعت و بندگى شيطان بيرون شود، تا به بندگى واقعى حقّ سبحانه، كه همان صراط مستقيم است، وارد گردد.
|
ساقى! به جامِ عَدْل بده باده، تا گدا |
غيرت نياورد، كه جهان پر بلا كند |
|
[١] - احزاب: ٧١.
[٢] - مؤمنون: ١- ٨.
[٣] - يس: ٦٠ و ٦١.