جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٩٦ - غزل ٢٢٠ صوفى ار باده باندازه خورد نوشش باد
امور، چنانچه سالك از فرامين آن به قدر استطاعت و عدل استفاده بنمايد، و به عبادات:
از قبيل بيدارى شب، نماز، روزه و غيره كه همه به حسابى ذكر و بادهاند، مشغول شود، نوشش باد؛ ورنه انديشه اين كار فراموشش باد.
و يا بخواهد بگويد. هر سالكى كه در طريق الهى قدم مى گذارد، ظرفيّتى دارد.
بايد به قدر ظرفيّت خود به ذكر و مراقبه و عبادات مستحبّى و غيره اشتغال داشته باشد؛ ورنه انديشه اين كار فراموشش باد، كه به آنچه بايد برسد نخواهد رسيد؛ كه:
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ، وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ، لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»[١]: (همانا پيامبران خود را با نشانههاى روشن فرستاده و كتاب و ميزان [دين] را با آنان فرو فرستاديم، تا مردم براى اجراى عدالت بپا خيزند.- نيز:
١٥٩٩
«بِالْعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَكاتُ.»
[٢] (با عدالت، بركات دو چندان مى شود- همچنين:
١٦٠٠
«لِيَكُنْ مَرْكَبُكَ الْعَدْلُ، فَمَنْ رَكِبَهُ، مَلِكَ.»
[٣] (عدالت را مركب خود قرار ده، كه هركس آن را مركب خود قرار داد، مالك شد.).
اينجاست كه سالك بايد توجّه داشته باشد كه در طريق كمال و سير الى الله، استاد كامل آشناى به احكام الهى و مسلّط به دستورات شرع مقدس لازم است، تا درد و دواى او را دانسته و معالجهاش نمايد؛ لذا در بيت آينده، به استاد دعا نموده و از او تمنّاى مِىْ و باده كرده و مى گويد:
|
آنكه يك جرعه مِىْ از دست تواند دادن |
دست، با شاهدِمقصود، درآغوشش باد |
|
الهى! آن كسى (استاد) كه مشكل ما را با يك جرعه مِىْ مى تواند حل نمايد، همواره دستش در گردن مقصود و محبوب، و بهرهمند از جمال و كمال و قرب او.
[١] - حديد: ٢٥.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب العدل، ص ٢٣٧.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب العدل، ص ٢٣٨.