جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢٩ - غزل ٢٢٤ عكس روى تو چو در آينه جام افتاد
(و [به يادآور] هنگامى كه پروردگارت از صلب پسران آدم، ذرّيه و نسل آنها را برگرفت و ايشان را بر نفوس خود گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟! گفتند: بله، ما گواهى مى دهيم ...).
زيرا دوست، در زير نقاب مخلوقيّت اوّليّه نوريّه بشر از طريق خود او جلوه نموده، كه مى فرمايد: «وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ، أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟!» آنان هم گفتند: «بَلى، شَهِدْنا»؛ لذا هيچ كس را قدرت انكار دوست در خلقت مادىّ نيست و نمى تواند عذر آورده و بگويد: ما نمى توانستيم؛ كه: «أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ: إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ. أَوْ تَقُولُوا: إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ، وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ، أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ؟!»[١]: (تا در روز قيامت نگويند كه: ما از اين [أخذ ميثاق] غافل بوديم، يا بگويند: چون پدران ما پيشتر شرك ورزيدند و ما هم فرزندان و نسل پس از آنها بوديم [لذا مجبور بوديم] آيا ما را به خاطر آنچه اهل باطل انجام دادند، هلاك مى نمايى؟!).
و در آيه ديگر است كه: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، لَيَقُولُنَّ: اللَّهُ»\*[٢]: (و اگر از آنان بپرسى كه آسمانها و زمين را چه كسى آفريده؟ حتماً مى گويند:
خداوند.).
و همچنين زُراره مى گويد: از امام صادق ٧ در باره گفتار الهى:
«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ، وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِم، أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟! قالُوا: بَلى.» سؤال نمودم.
حضرتش فرمود: «ثَبَتَتِ الْمَعْرِفَةُ فى قُلُوبِهِمْ، وَنَسُوا الْمَوْقِفَ، وَسَيَذْكُرُونَهُ يَوْماً. وَلَوْلا ذلِكَ، لَمْ يَدْرِ أَحَدٌ مَنْ خالقُهُ وَلا مَنْ رازِقُهُ.»
[٣]: (معرفت و شناخت خداوند در دلهايشان جا گرفت، ولى آنان، آن جايگاه را فراموش نمودند، و روزى آن را به ياد خواهند آورد. و اگر آن نبود، هيچ كس نمى دانست كه آفريننده و روزى دهنده او كيست.).
[١] - اعراف: ١٧٢- ١٧٣.
[٢] - لقمان: ٢٥، زمر: ٣٨.
[٣] - بحارالانوار، ج ٣، ص ٢٨٠، روايت ١٦.