جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢٨ - غزل ٢٢٤ عكس روى تو چو در آينه جام افتاد
بى نياز بود.).
شايد علّت مورد لطف قرار گرفتنش، همان دل سوختگى و گدايى او باشد، كه در بيت بدان اشاره شد، و يا پاك بينى و از شرك و دويى كناره داشتنش باشد، كه مى گويد:
|
پاكْ بين، از نظر پاك به مقصود رسيد |
أَحْوَل از چشم دو بين، در طمع خام افتاد |
|
علّت آنكه مورد لطف دوست قرار گرفتم، همانا توجّه به غير او نداشتن و تنها به عبوديّت او سر نهادن و براى او شريك قائل نشدن بود؛ كه:
١٦٣٠
«أَنْتَ الَّذى أَشْرَقْتَ الأَنْوارَ فى قُلُوبِ أوْلِيائِكَ، حَتّى عَرَفُوكَ وَوَحَّدُوكَ [وَجَدُوك]، وَأنْتَ الَّذى أزَلْتَ الأغْيارَ عنْ قُلُوبِ أَحِبّائِكَ، حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ، وَلَمْ يَلْجَئُوا إِلى غَيْرِكَ؛ أَنْتَ المُونِسُ لَهُمْ حَيْثُ أَوْحَشَتْهُم الْعَوالِمُ ...»
[١]: (تويى كه انوار را در دل اوليائت تاباندى تا به مقام معرفت و توحيدت نايل آمدند [يا: تو را يافتند] و تويى كه اغيار را از دل دوستانت زدودى تا جز تو را به دوستى نگرفته و به غير تو پناه نبردند؛ تويى يار و مونس آنان، آنگاه كه عالَمها آنها را به وحشت انداخت ...).
زيرا دو بينى است كه زاهد و عابد را به عبادت و اطاعت براى رسيدن به بهشت و نعمتهاى آن وا مى دارد، غافل از اينكه، آن كس كه خداى بهشت را بندگى نمود، قطعاً بهشت و نعمتهاى آن هم برايش حاصل خواهد شد.
|
جلوه اى كرد رُخَشْ، روز ازل زير نقاب |
عكسى از پرتو آن، بر رُخ افهام افتاد |
|
گويا اين بيت اشاره به آيه شريفه «اخذ ميثاق» دارد، كه: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ، وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ، أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟! قالُوا: بَلى، شَهِدْنا ...»[٢]:
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.
[٢] - اعراف: ١٧٢.