جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٨ - غزل ١٩١ دلى كه غيب نمايست و جام جم دارد
تمامى اين عالم و حتّى عالم آخرت و نعمتهايش، مظاهرى هستند كه ظهور و بود و بقايشان به حضرت دوست بوده و مى باشد، بدانند يا ندانند، و همه دست گدايى و احتياج به جانب او دراز كردهاند؛ كه:
١٣٦٢
«لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ، كُلُّ شَىْءٍ فَقيرٌ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ.»
[١]: (معبودى جز تو نيست، هر چيزى فقير و نيازمند به توست.- نيز:
١٣٦٣
«وَكُلُّ خَلْقِكَ إِلَيْكَ فَقيرٌ، وَلا أَجدُ أَفْقَرَ مِنّى إِلَيْكَ.»
[٢]: (و تمام مخلوقاتت نيازمند و فقير درگاه تو هستند، و من هيچ چيزى را فقيرتر از خود به تو نمى يابم.- همچنين: «يا أَيُّهَا النَّاسُ! أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ، وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»[٣]: (اى مردم! همه شما فقيران درگاه الهى هستيد، و تنها او بىنياز و ستوده است.) پس شايسته نيست كه دل به خطّ و خال و جمال مظاهر دهيم، بلكه بايد خزينه دل را به تمامى، متوجّه دوست نماييم.
خواجه هم مى گويد: دلى كه از دوست است نبايد جايگاه غير او قرار گيرد و آن را متوجّه جمالهاى مظاهر كه همه گداى اويند و هرچه دارند از اوست، قرار داد؛ كه:
١٣٦٤
«خابَ الوافِدُونَ عَلى غَيْرِكَ، وَخَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ إِلّا لَكَ، وَضاعَ المُلِمُّونَ إِلّا بِكَ.»
[٤]: (آنان كه بر غير تو وارد شدند، محروم و نوميد گشتند. و آنان كه جز تو را خواستند، زيان بردند، و كسانى كه به سوى غير تو فرود آمدند، به هلاكت رسيدند.- نيز:
١٩٤٣
«أَلْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ، فَلا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.»
[٥]: (دل، حرم و جايگاه خداوند است، پس غير خدا را در حرم الهى جاى مده.)
|
نه هر درخت، تحمّل كند جفاى خزان |
غلام همّت سروم، كه اين قَدَم دارد |
|
[١] - بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٢٤٣.
[٢] - بحارالانوار، ج ٩٧، ص ٢٧٨.
[٣] - فاطر: ١٥.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٦٤٣.
[٥] - بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٢٥، روايت ٢٧.