جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٩٦ - غزل ٢٠٥ سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
حاشيه دل مى نگارند و براى هركس و ناكسى آشكار نمى سازند و تنها خود از آن بهرهمند مى گردند؛ كه:
١٤٨٨
«صَدْرُ العاقِلِ صُنْدوقُ سِرِّهِ.»
[١]: (سينه عاقل، جايگاه و مخزن راز اوست.- يا:
١٤٨٩
«مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ.»
[٢]: (هركس رازش را بپوشاند، اختيارش به دست اوست.)
|
فيض روح القُدُس ار باز مدد فرمايد |
دگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد |
|
كنايه از اينكه: چنانچه حضرت عيسى ٧ به تأييد روح القدس مرده را زنده مىكرد، كه: «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي»[٣]: (و هنگامى كه مردگان را- به اذن من- [از قبر] بيرون مى آوردى) اگر ما نيز مؤيّد به روح القدس گرديم، همان خواهيم كرد.
و يا منظور اينكه: استاد، اگر مشكل ما را به نظرى حلّ نمود، مؤيّد به روح القدس بود. و چنانچه ما هم به روح القدس مؤيّد باشيم همان خواهيم كرد كه استاد مى نمود؛ يعنى، با نَفَس خود ديگران را زنده معنوى خواهيم كرد؛ كه:
١٤٩٠
«عِبادَ اللَّهِ! إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبادِ اللَّهِ إِلَيْهِ، عَبْداً أَعانَهُ اللَّهُ عَلى نَفْسِهِ ... مِصْباحُ ظُلُماتٍ، كَشّافُ عَشَواتٍ.»
[٤]: (بندگان خدا! همانا محبوبترين بندگان خدا، بنده اى است كه خداوند او را بر نفسش كمك نموده است ... [او] چراغ تاريكيها و گشاينده امور مشتبه است.)
|
گفتمش: سلسله زلف بتان از پى چيست؟ |
گفت: حافظ، گله اى از دل شيدا مى كرد |
|
به دوست گفتم: مظاهر عالم براى چيست؟ تو كه به آنها ديده و شناخته نمىشوى؟.
[١] - نهج البلاغة، حكمت ٦، ص ٤٦٩.
[٢] - نهج البلاغة، حكمت ١٦٢، ص ٥٠٠.
[٣] - مائده: ١١٠.
[٤] - نهج البلاغة، خطبه ٨٧، ص ١١٨.