جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣ - مقدمه خواجه و بيان معارف
٥- اصولًا هر عاشقى در بيان عشق خود به معشوقش، آنچه بر او مى گذرد جز با استفاده از اين اصطلاحات (مانند شمع و گل و بلبل و شبيه به اينها) نمىتواند راز درونى خود را پياده كند. حال، خواجه نيز با استفاده از اين تعابير، حالات خود را به معشوق حقيقى كه به هر كجا كه مى نگرد او، و جلوه او را مى بيند، بيان مى كند (گاهى به گُلش، و گاهى به شمعش، و گاهى به خورشيد، و گاهى به ماهش مىخواند؛ و گاهى هم به اين امور تشبيه مى كند).
٦- به جهت حفظ اسرار الهى در پس پرده اصطلاحات، كه هم از نظر عقل مطلوب بوده؛ و هم شرع بدان سفارش فرموده است؛ و لذا در كتاب و سنّت، و به خصوص دعاها مشاهده مى كنيم كه حقايق را در پرده الفاظ خاصّ بيان نمودهاند.
البته اين كتاب، جاى بحث آن موارد نيست، ولى كسانى كه مايل به آگاهى بيشتر باشند، مىتوانند به كتب ديگر ما رجوع كنند، و ما گوشه اى از آن را در شرح غزليات خواجه، در اين كتاب ذكر نمودهايم.