جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢ - مقدمه خواجه و بيان معارف
|
٣- حافظ! چو آب لطف زنظم تو مى چكد |
حاسد، چگونه نكته تواند بر آن گرفت[١] |
|
|
٤- حديث عشق ز حافظ شنو، نه از واعظ |
اگرچه صنعتِ بسيار در عبارت كرد[٢] |
|
|
٥- زشعر دلكش حافظ، كسى شود آگاه |
كه لطف طبع و سخن گفتن درى داند[٣] |
|
و موارد ديگرى از اين قبيل[٤].
و امّا چرا خواجه حقايق و معارف را در لفّافه اصطلاحات (گل، بلبل، مى، مطرب، چنگ، عود و غيره) بيان كرده است؟ مىتوان احتمالاتى براى آن ذكر نمود:
١- پيروى كردن از شعراى فارسى و عرب زبان گذشته.
٢- بهره بردن خواص و عوام از اشعار او (در هر مرحله اى از اعتقاد و فهم و شعور كه باشند).
٣- بيان واقعيّات در قالب تمثيل و كنايه؛ زيرا حقايق را با اين دو، بهتر مى توان معرّفى نمود.
٤- ملاميّه بودن خواجه (و اينان چنانند كه نمى خواهند كسى به راز آنان پى ببرد، تا بتوانند بدون مزاحم داخلى و خارجى، سفر پر خطر الى اللَّه را به آخر رسانند).
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٦٧، ص ٨٣.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٣٣، ص ١٢٤.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٥٧، ص ٢٠٦.
[٤] - علاقمندان مى توانند براى دستيابى به موارد ديگر به ديوان حافظ( چاپ قدسى) مراجعه كنند كه شماره غزلها بدين قرار است: ٦، ١٢، ٢٣، ٤٥، ٥١، ٥٧، ٥٩، ٦٠، ٦٦، ٩٣، ١٠٣، ١٤٧، ١٥٠، ١٥٥، ١٦٤، ١٧٤، ١٨٤، ٢١٧، ٢٦١، ٢٩١، ٣٠٤، ٣٠٨، ٣١١، ٣٤٩، ٣٥٣، ٣٥٤، ٣٥٦، ٣٩٣، ٤٢٨، ٤٣٠، ٤٣٢، ٤٣٨، ٤٧٣، ٤٧٤، ٤٨٥، ٤٩٩، ٥٠٢، ٥١٩، ٥٢١، ٥٤٠، ٥٤١، ٥٩٧، ٥٩٨.