جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٥ - غزل ٢٠٧ ساقى حديث سرو و گل و لاله ميرود
بخشت پيوستند، و از تو، منتهاى مقصودشان را بدست آوردند.).
حضرت استاد علامه طباطبائى (رضوان اللَّه تعالى عليه) مىفرمودند: يكى از اهل علم و تحصيل، شبى خواجه را در خواب مى بيند كه در تالار حافظيّه نشسته، نزد او مىرود و از وى معناى بيت فوق را مى پرسد. خواجه از وى مى پرسد: ديگران چه معنايى براى آن گفتهاند؟ آن فرد چند معنى كه براى آن بيت شده مى گويد. خواجه مىفرمايد: هيچ يك از معانى، منظور من نيست، بلكه مراد من از «ثلاثه غسّاله»، لفظ «ماء» است كه سه حرفى است و شوينده هر چيزى است. كسى كه خواب ديده، مىگويد: چون از خواب بيدار شدم، به نظرم آمد كه سرسبزى تمامى درختان و گياهان از آب است و موجودات همه به آب وجود و هستى و نور حقّ زندهاند.[١].
استاد فرمودند: بعيد نيست؛ زيرا آيه شريفه مى فرمايد: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»[٢]: (و هر چيز زنده اى را از آب قرار داديم.- نيز مى فرمايد: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[٣]: (خدا، نور آسمانها و زمين است.)؛ البته بهره هر كدام به اقتضاى ظرفيّتشان است، چنانكه بهره موجودات از آب، به قدر ظرفيتشان مىباشد.
|
مِىْ ده، كه نو عروس چمن حدِّ حسن يافت |
كارْ اين زمان، ز صنعت دلّاله مى رود |
|
كنايه از اينكه: محبوبا! حال كه گل جمالت را بىآنكه آن را بيآرايند، در نهايت حسن و نيكويى براى عاشقانت آشكار نمودهاى، وقت آن است كه مرا هم از ديدارت محروم نسازى، تا من نيز بهره كامل از تو بگيرم و به دوام مشاهدهات آراسته گردم.
[١] - عين اين بيان در حاشيه ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ١٧٣ موجود است.
[٢] - انبياء: ٣٠.
[٣] - نور: ٣٥.