جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٨٩ - غزل ١٩١ دلى كه غيب نمايست و جام جم دارد
آرى، سالك مى تواند با كسب كمالات و معارف الهى، همواره ياد دوست را در دل خود سر سبز نگاه داشته و بر آن استقامت نموده و به نتايج آن دست يابد؛ كه:
«إِنَّ الَّذِينَ قالُوا: رَبُّنَا اللَّهُ، ثُمَّ اسْتَقامُوا، تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ: أَلَّا تَخافُوا، وَ لا تَحْزَنُوا، وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»[١]: (حتماً آنان كه گفتند: پروردگار ما خداست. و سپس [بر اين گفته] پايدار ماندند، فرشتگان بر آنها نازل شده [و مژده مى دهند:] كه هيچ ترس و حزن و اندوهى به خود راه ندهيد و بشارت باد شما را به بهشتى كه وعده داده شدهايد.) اينجاست كه سالك از ناملايمات عالم طبيعت و مشكلات بعد از اين عالم، خوف و حزنى نخواهد داشت.
به عنوان مثال، در وقايع عاشورا، هرچه مصيبت بر سيدالشهداء ٧ و بعضى از ياران ايشان وارد مى شد، چهره آنان بر افروخته تر مى گرديد؛ كه:
١٣٦٦
«لَمَّا اشْتَدَّ الأَمْرُ بِالحُسَيْنِ بْنِ عَلىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِمْ؛ لِانَّهُمْ كُلَّما اشْتَدَّ الأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوانُهُمْ، وَارْتَعَدَتْ فَرائِصُهُمْ، وَوَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ؛ وَكانَ الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِ السَّلامُ) وَبَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصآئِصِهِ تَشْرَقُ أَلْوانُهُمْ، وَتَهْدِئُ جَوارِحُهُمْ، وَتَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ.»
[٢]: (چون كار بر حسين بن علىّ بن ابى طالب سخت شد، بعضى از اصحاب به وى نگاه كرده و با تحيّر ديدند او بر خلاف ايشان است؛ زيرا وقتى كار بر آنان سخت مى شد، رنگشان تغيير كرده، و بندهاى [بدن] شان لرزيده، و دلهايشان ترسان مى شد؛ ولى امام حسين ٧ و بعضى از ياران خاصّش رنگشان نورانى، و اعضائشان آرام، و نفوسشان با سكينه و وقار مىگشت.).
و نيز ناراحتى و درد شمشير را احساس نمى نمودند، چنانكه امام باقر ٧ مىفرمايد: امام حسين ٧ قبل از شهادت به اصحابش فرمود:
١٣٦٧
«إنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ
[١] - فصّلت: ٣٠.
[٢] - بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٩٧، روايت ٢.