ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٩١ - فصل هفتم شرايط استجابت دعا از ديدگاه روايات
مظالم مردم بيرون شود، زيرا دعاى بندهاى كه در شكمش مال حرام، يا در نزد او مظلمهاى براى احدى از بندگان خدا است، به سوى خدا بالا نمىرود و مستجاب نمىگردد.» و نيز در روايتى آمده پيامبر اكرم ٦ فرمود: «هر گاه خوراك دعاكننده حرام باشد و غذاى حرام مصرف كند، كى دعاى او مستجاب مىگردد؟!» ١٦- داشتن انگشترى نقره با نگين فيروزه.
زيرا در حديث آمده كه امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا ٦ به نقل از خداوند سبحان فرمود: «همانا من شرم دارم دست بندهاى را كه در آن انگشترى فيروزه است و به سوى آسمان بلند كرده، نوميد برگردانم.» ١٧- داشتن انگشترى عقيق.
روايت شده كه امام صادق ٧ فرمود: «هيچ دستى محبوبتر از دستى كه در آن انگشترى عقيق باشد، به سوى خداوند- عزّ و جلّ- بلند نشده است.» ١٨- دعا نكردن پيرامون قطع ارتباط با خويشاوندى كه قطع آن جايز نيست.
زيرا در باره اعمال شب نيمه شعبان و غير آن روايت شده كه: «دعا در آن شب مستجاب مىشود، مگر دعاى كسى كه قطع ارتباط با خويشاوندان خود نموده، و يا در باره قطع رابطه دعا نمايد.» ١٩- در نظر داشتن مقصود خداوند- جلّ جلاله- از دعا و مقدّم داشتن آن بر خواست خود.
به عنوان مثال: وقتى بيمار شد، مقصودش از دعا كردن براى تندرستىاش، صرف زنده ماندن براى خواستههاى نفسانى زودگذر و دنيايى كه او را از آخرتش باز مىدارد، نباشد؛ بلكه براى اين دعا كند كه بر اساس اراده خداوند- جلّ جلاله- كه همان طاعت و عبادت اوست، زنده بماند.
و مثال ديگر اينكه: وقتى فرزند و يا كسى كه در نزد او عزيز است بيمار شد، دعا كردنش براى تندرستى آنان، به خاطر ميل نفسانى خود به زنده ماندن آنان در امورى كه به مصلحت آنهاست، يا لذّت و شيرين كامى خود، يا براى اينكه مبادا كسى به او