ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٩٤ - حضور قلب در هنگام ورود در نماز
٤- مشابه آنچه كه در باره مولايمان علىّ ٧ در هنگام گفتن لفظ «وجّهت وجهى» نقل نموديم، در باره مولايمان امام زين العابدين ٧ نيز روايت شده است.
٥- همچنين اين دو بزرگوار هنگامى كه شروع به خواندن دعاى توجّه مىنمودند، رنگشان زرد گشته، و خوف از خداوند- جلّ جلاله- بر آنان نمايان مىشد، زيرا به شكوه و هيبت پادشاهى كه در پيشگاهش مىايستادهاند، معرفت و آگاهى داشتهاند.
٦- در جاى ديگر اين كتاب با مطالبى پيرامون خوف پيامبر اكرم ٦ و اهل بيت معصوم او عليهم السّلام از خدا هنگام اداى نماز خواهد آمد[١]، كه يقينا در اين جهت، از ايشان تبعيّت نمىكنى و بر خلاف آنچه كه ايشان با پادشاه عالميان معامله مىكردهاند، عمل مىكنى.
حضور قلب در هنگام ورود در نماز
بر ما همگى واجب است، به خاطر هيبت و احترامى كه خداوند- جلّ جلاله- ذاتا مستحقّ آن است از او بيم داشته باشيم، ولى چنان غافليم كه نه تنها از او بيم نداريم، بلكه از معصومين عليهم السّلام كه مقتدا و الگوى ما در عبادات الهى هستند، نيز پيروى نمىكنيم و از خدا نمىهراسيم. همچنين به خاطر مخالفتهاى پى در پى خود با خواستههاى او و كوچك شمردن امر و نهى و حبّ و قرب و مناجات مقدّسش نيز از او بيم نداريم. و اين نادانى بس بزرگى نسبت به معبود است كه به جهل منكران و كافران نزديك است.
بنا بر اين، شايسته است كه بنده هنگام گفتن «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» تحقيقا توجّه كند كه در محضر حضرت حقّ است، و اينكه مقصود خداوند- جلّ جلاله- و رسولش ٦ از گفتن اين كلام آن نيست كه تنها صورتم را براى خداوندى كه آسمانها و زمين را پديد آورد، رو به قبله نمودهام؛ بلكه منظور آن است
[١] ر. ك: فصل سىام، عنوان« نمونههايى از حالات معصومين عليهم السّلام».