ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٠٠ - ٦ - آداب نمازگزار در دعاهاى نماز
كه گناه شكنجههايى كه مىكشى، از توست. و خويشتن را مستحقّ مؤاخذه بر كوتاهىات مىبينى. بنا بر اين، نكند كه احترام مالك دنيا و آخرت در نزد تو از حرمت پادشاه كه يكى از بندگان او در اين دنياى حقير و فانى است، كمتر باشد.
و اگر با ابتلا به اين حالت غفلت كه ذكر نموديم، اجابت دعاهايت به تأخير افتاد، گناه از توست، و خداوند- جلّ جلاله- به تو نيكى نموده و عقوبت آن جنايتها و گناهانت را از تو برداشته است.
و مبادا به قلبت خطور كند يا با زبان بگويى- چنان كه از برخى از غافلانى كه حقيقت دين و ايمان در دلشان وارد نشده شنيده مىشود كه بر شيوه افزونطلبى مىگويند-: «ما دعا مىكنيم و استجابت آن را به صورتى كه در قرآن ذكر شده، نمىبينيم.» به گونهاى كه گويى به پندار آنان خداوند- جلّ جلاله- در استجابت دعا، خلف وعده نموده است. چرا كه اين گفتار در نزد اهل ايمان بسان كفر است.
زيرا اگر شناخت يقينى به خداوند- جلّ جلاله- داشتند، بر گفتن اين سخن اقدام نمىكردند كه در محضر عقل رباى او بگويند: «تو به ما وعده دادى كه دعايمان را مستجاب نمايى، ولى در اجابت آن خلف وعده نمودى.» بلكه اين سخنان به خاطر آن است كه يا آنان هنگام دعا به مقام حضرت حقّ شناخت ندارند، يا هنگام ايستادن در محضر خداوند- جلّ جلاله- متذكّر نيستند كه در محضر مالك دنيا و دين قرار دارند. اينان شايسته آنند كه خداوند- جلّ جلاله- از استجابت دعاهايشان روى برگرداند، و ايشان را همين بس كه او- جلّ جلاله- آنان را به خاطر غفلتها و نادانىهايشان مؤاخذه ننموده و عفو كرده است.
در روايت آمده كه به مولايمان امام صادق- صلوات اللَّه عليه- عرض شد: چه شده ما را كه به درگاه خداوند- جلّ جلاله- دعا مىكنيم، ولى دعايمان مستجاب نمىگردد؟ فرمود: «زيرا شما نسبت به كسى كه مىخوانيد، آگاهى و شناخت نداريد.»