ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٣٩ - ٧ - كيفيت انجام نافلههاى ظهر
ستم نمودم، پس گناهم را بيامرز، كه جز تو كسى گناهان را نمىآمرزد.
سپس به صورتى كه ياد آور شديم، دو تكبير ديگر را بگويد، و دستهايش را بالا ببرد، و با دل و زبان و تمام وجود و با تمام توان به دعوت خداوند- جلّ جلاله- لبّيك گفته و آن را اجابت كند، كه مولايمان امام زين العابدين ٧ در حال گفتن لبّيك حجّ بيهوش گرديد، لذا اگر بنده در حالى كه قلبش به غير خداوند- جلّ جلاله- مشغول است و با تمام وجود به او توجّه ندارد، لبّيك بگويد، به دروغ لبّيك گفته است، بنا بر اين بايد كاملا از اين امور بر حذر بوده و قلب و تمام قواى خود را كه بدان مكلّف است جمع نموده و با تمام توان به اين صورت لبّيك بگويد:
«لبّيك و سعديك، و الخير في يديك، و الشّرّ ليس إليك، و المهدىّ من هديت، عبدك و ابن عبديك، منك و بك و إليك، لا ملجأ و لا منجى و لا مفرّ منك إلّا إليك، سبحانك و حنانيك، سبحانك ربّ البيت.»
- آرى و آرى، خير تنها در دو دست [جلال و جمال] توست، و شرّ و بدى را به سوى تو راهى نيست، و هدايت شده كسى است كه تو راهنمايىاش فرموده باشى، منم بنده و بندهزاده تو، از تو به وسيله تو و به سوى تو مىگريزم، هيچ پناهگاه و محلّ نجات و گريزگاهى از تو جز به سوى تو نيست، پاك و منزّه و مهربانى، پاك و منزّهى اى پروردگار خانه كعبه.
سپس به صورتى كه اشاره نموديم دو تكبير ديگر، و نيز توجّه نموده و بگويد:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ على ملّة إبراهيم و دين محمّد و منهاج علىّ حنيفا مسلما، وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ، وَ أَنَا من المسلمين، أعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم.»
- روى و تمام وجود خويش را به سوى پديد آورنده آسمانها و زمين نمودم، بر اساس آيين حضرت ابراهيم و دين حضرت محمّد و روش حضرت علىّ، در حالى كه استوار و تسليم هستم، و هرگز از مشركان نيستم. براستى كه نماز و عبادتها و زندگانى و مردنم از آن خداوندى است كه پروردگار عالميان مىباشد، شريكى براى او نيست، و به اين دستور داده شدهام، و از مسلمانان هستم، پناه مىبرم به خدا از گزند شيطان رانده شده.